(دنیای مجازی ما)
(دنیای مجازی ما)
part:1
ات ویو
سلام من ات هستم یک ماهی میشه که من دوست دختره مجازی کوک هستم ما عاشق همیم و امروز قراره بریم اولین قرار خیلی ذوق دارم ی لباس بلند سفید بلند که تا ترقوه معلوم باشه میپوشم
کوک ویو.
سلام من جونگ کوکم من ی دوست دختر دارم البته مجازی خیلی دوسش دارم و امروز هم روز اولین قراره مونه قراره بریم رستوران بوران پس ی شروار و لباس دارک پوشیدم و رفتم پارکینگ
پرش زمانی ۳ مین
رسیدم واو اون دختره که لباس سفید پوشیده چقدر خوشگ..
حرفمو قطع کردم و زدم تو سرم آخه من از وقتی با اتم از دختر بازی دست کشیدم ولی چشاش رو با عینک آفتابی پوشونده
ات ویو
داشتم سوار ماشین میشدم دیدم یه پسره روانی منو نگاه کرد بعد زد تو سرش صورتش معلوم نیست ولش کن
سوار ماشین شدم و به آدرس خواسته شده رفتم به کوک زنگ زدم ایناهاش چه هااااااتههههه
کوک ویو
بازنگ زدن بهش فهمیدم کیه خیلی خیلی خیلی خوشگله
وکیوته ولی اشناعه
کوک: بیبی گرلم خوبی
ات :کوککک چقدر خوش...
کوک :توهم همین طور
وارد رستوران شدیم میخواستم منو رو ببینم که یااا هفت تن بنگتن چرا انقدر گرونه ولی کوک گرون ترینش رو سفارش داد
ات :کوکککک
کوک:هیش
ات :اوپااااا(با حرص)
کوک :جونم من نباید برای دخترم کم نزارم هوم
ات:باشه حالا
وقتی غذا مونو خوردیم رفتیم بازار سئول کوک بهم گفت هر چی دوس داری بردار ولی من فقط ۲لباس برداشتم به کوک گفتم
ات:کوک خوبه
کوک:بپوش ببینم
ات ویو
رفتم وپوشیدم لباسش کمی باز و کوتاه بود با دیدن این لباسم کوک خودشو موچاله کرد چرا؟
کوک ویو
لباس اتو دیدم که یدفه وای نه الان نه خودمو موچاله کردم تا بره اسرش
اومدیم بیرون که...
#شرط به ۱۵ فالور رسیدن💜🎀
part:1
ات ویو
سلام من ات هستم یک ماهی میشه که من دوست دختره مجازی کوک هستم ما عاشق همیم و امروز قراره بریم اولین قرار خیلی ذوق دارم ی لباس بلند سفید بلند که تا ترقوه معلوم باشه میپوشم
کوک ویو.
سلام من جونگ کوکم من ی دوست دختر دارم البته مجازی خیلی دوسش دارم و امروز هم روز اولین قراره مونه قراره بریم رستوران بوران پس ی شروار و لباس دارک پوشیدم و رفتم پارکینگ
پرش زمانی ۳ مین
رسیدم واو اون دختره که لباس سفید پوشیده چقدر خوشگ..
حرفمو قطع کردم و زدم تو سرم آخه من از وقتی با اتم از دختر بازی دست کشیدم ولی چشاش رو با عینک آفتابی پوشونده
ات ویو
داشتم سوار ماشین میشدم دیدم یه پسره روانی منو نگاه کرد بعد زد تو سرش صورتش معلوم نیست ولش کن
سوار ماشین شدم و به آدرس خواسته شده رفتم به کوک زنگ زدم ایناهاش چه هااااااتههههه
کوک ویو
بازنگ زدن بهش فهمیدم کیه خیلی خیلی خیلی خوشگله
وکیوته ولی اشناعه
کوک: بیبی گرلم خوبی
ات :کوککک چقدر خوش...
کوک :توهم همین طور
وارد رستوران شدیم میخواستم منو رو ببینم که یااا هفت تن بنگتن چرا انقدر گرونه ولی کوک گرون ترینش رو سفارش داد
ات :کوکککک
کوک:هیش
ات :اوپااااا(با حرص)
کوک :جونم من نباید برای دخترم کم نزارم هوم
ات:باشه حالا
وقتی غذا مونو خوردیم رفتیم بازار سئول کوک بهم گفت هر چی دوس داری بردار ولی من فقط ۲لباس برداشتم به کوک گفتم
ات:کوک خوبه
کوک:بپوش ببینم
ات ویو
رفتم وپوشیدم لباسش کمی باز و کوتاه بود با دیدن این لباسم کوک خودشو موچاله کرد چرا؟
کوک ویو
لباس اتو دیدم که یدفه وای نه الان نه خودمو موچاله کردم تا بره اسرش
اومدیم بیرون که...
#شرط به ۱۵ فالور رسیدن💜🎀
- ۴.۶k
- ۱۵ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط