میکاپآرتیستمن

#میکاپ_آرتیست_من

پارت⁴


ویو ات
صبح زود ساعت ۶ونیم بیدار شدم
رفتم دستشویی و کار های لازم رو انجام دادم

فک کنم اون خر با دوست پسرش رفتهههه
بهتررررررر


بلند شدمو لباس پوشیدم و رفتم سمت کمپانی های


کمپانی =سلام خانم جانگ صبح بخیر
ات=سلام صبح شما هم بخیر
کمپامی=خیلی ممنون برای انجام کار به اتاقی که درش قرمزه برین

ات=چشم

نویسنده =صبح زود یونا همراه با جیمین رفتن کمپانی و با اعضا آشنا شدن

ویو ات
در زدم که صدایی که اگه اشتباه نکنم نامجون بود بهم گف بفرمایید

ات=سل...
یونا=سلام خرهههه
ات=چطور گاوووو
کوک=میگم جیمین فهمیدی چیشد(دم گوشش)
جیمین=نه والا فهمیدی به منم بگو
کوک=حتما
جیهوپ=صب کن ببینم شماهمو میشناسید؟؟
ات=بله من جانگ ات هستم و یه جورایی مامان این خره
تهیونگ=تو همون میکاپ آرتیست هستی
ات=بله
جیمین=صبببببب کنیددددددد(داد بلند)
شوگا=هوییییییی چتهههه
جیمین=صب کن ببینم من مغزم این همه چیز رو نمی تونه نگه دارههههه
نامجون=منکه کاملا فهمیدم چیشد
جین=چون ایکیوت بیشتره
کوک=راستی
نامجون=من ایکیوم اوکیه شما خیلی خنگید

یونا=ایشون دوست ۱۸ساله ی منه
کوک=چقدددد زیاددددد
جیمین =ولی عزیزم تو که چیزی به من نگفتی
یونا=ببخشید عشقم
ات=صب کن صب کن اینجا سینگل نشسته هاااا زشته
تهیونگ=دقیقا خجالت بکشین

....
ببخشید دیر پارت میدم
دیدگاه ها (۱)

#عشق_بعد_نفرت پارت: 3ویو اتکه چشمم خورد به یه مغازه لباس فرو...

پارت۱۳

Love and the MoonPart 50ویو یونا● بعد از چند دقیقه به شرکت ر...

شب تولدم پارت 16&: ات بیا بگو چیکار کنیم خب ات: نمیدونم جیمی...

شوگا: ات برای. به هوش اومیدن به اومید نیاز داره. اگه اینجور...

پارت ۱۶ویو صبح ...ویو ات..............................از خوا...

ادامه.....ا.ت و جیمین رفتن بیرون و با چیزی که دیدن خشکشون زد...

Part:441ساعت نیم بعدویوات:بعد از 2 ساعت بالاخره به خونه رسید...

P.1 | ....وقتی یهویی.(ساعت حدود ۹ صبح بود که بالاخره چشمام ر...

پارت 41🌙 ویو هیون‌وو:هیون‌وو: بچه‌ها، من حساب کردم... بریم.ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط