اسم سناریو : تپش قلب ها : سناریو شوتو...

راوی : تو امروز به اکادمی یوای میرفتی البته اولین روز مدرست بود شب که اصلا نخوابیده بودی و به فردا فکر میکردی بالاخره ساعت ۳ خوابت برد فردا ساعت شیش بیدار شدی مدرسه ساعت ۷ بود صبحونه خوردی لباس ها پوشیدی خودتو جمو جور کردی وسایلت رو برداشتی و رفته از خونه تا مدرسه کلا یه رب بود

مامانت گفت : با سرویس برو

( سرویس خصوصی بود....اوففففف چه پول دار بودینا 😂 )

ولی تو گفتی که میخوای...

تو : مامان من میخوام پیاده برم

مامانت : خیلی خوب ولی مراقب باش

تو : باشه مرسی و خدافظ

مامانت : خدافظ

از خونتون ( ویلا بوددددد 😂😂 ) رفتی از حیاط هم رفتی حیاطتون باید ۳ دقیقه راه میرفتی که به در برسی ( اووووو😂🤣 ) از خونه به کل خارج شدی تو راه چن تا پسر جلوتو گرفتن یکی مو های نارنجی داشتو خیلی خوشمل بود قد بلند تقریبا ۱۹۰ بود ساشارا بود...
یکی دیگه مو های قهوه ای داشت اونم خیلی ناز بود قدش تقریبا ۱۸۰ اینا بود اسمش هاناته بود...
یکی دیگشون مو های رنگی داشت به رنگ آبی قرمز و صورتی ( معلوم بود گی بوده🤣 ) بود تقریبا قدش اندازه ام ۱۷۹ اینا بود اسمش جاکارتا بود...

ساشارا : معلومه دختر خیلی خوبی هستی 😈

هاناته : خوشگلم هست 😈

جاکارتا : عجب دختر سک.سی گیرمون اومده نه؟!😈

تو : با..با من چیکار دارین باور کنین من کاری..وایسا ببینم..سک.سی؟؟😨ت..تجاوز گر تو این موقع روز؟

میخواستن تورو بکشونن تو کوچه که یکی هر سه تاشون رو یخ کرد تو برگشتی پشتتو نگاه کردی دیدی یه مرد که یه طرف مو هاش سفید بود اون یکی طرفش قرمز بود

تو : عا..ممنون که نجاتم دادی...اریگاتو ( ممنون ) انگار تو هن کلاسیم هستی لباس مدرسه ما رو پوشیدی میخوای دوس شیم؟

؟؟؟ : من وقتی برای این کارا ندارم

تو : خوب به جاش اسمتو بگو لامصب...

؟؟؟ : اسم من؟؟... اسم من شوتو تودوروکی

تو : اسم منم .... هست از آشنایی باهات خوشبختم...واقعا نمیخوای دوس شیم؟؟

شوتو : وقت تلف نکن بیا بریم سر کلاس

راوی : با هم رفتن سر کلاس ( ناقلا چطور شوتو رو خام کردی به منم بگو؟! 😂 )

* زنگ خورد زینگ زینگگگگ زینگگگگگگگ *

تو : شوتو جونممممم

شوتو : من از کی تا حالا برا تو شدم شوت. جونم؟؟؟

تو : از الان 😌

شوتو : خوب کارتو بگو😒

تو : مگه ما دوست نیستیم خوب میخواستم با دوستم بگردم

شوتو : هنوز میگم ما دوست نیستیم

تو : خیلی خوب بابا...

راوی : چن روز از اون اتفاق می‌گذشت، و شوتو روز به روز عاشق تو میشد هر روز میخاست بیشتر از دیروز به تو نزدیک بشه... یه روز تو مدرسه زنگ خورد.‌‌.. ( چه سرعت زیادی افرین آیزایا جونمممم😂😂😂 )

شوتو : آهای ..... زنگ بعد بیا پشت بوم

تو : با..باشه

راوی : ( بچه ها وقتو تلف نمیکنم بریم سر اصل مطلب😈😈😈😈 ) زنگ خورد... ( قربونت برم ایزاوا جونممممم 🤣 ) خوب... تو هم به گفته شوتو سریع رفتی پشت بوم... اونجا شوتو به یکی از دیوارا تکیه داده بود...و...

شوتو : منتظرت بودم...

تو : همین الان که زنگ خورد چطور اومدی؟؟🤯🤯🤯🤯🤯🤯🤯🤯🤯

شوتو : بگذریم...

تو : کارت چی بود حالا؟؟...

شوتو : چه بی ذوق شدی

تو : بگو دیگه

راوی : میری پیشش و به دیوار تکیه میدی شوتو هم این وقتو طلا میدونه و تورو به دیوار میخ کوب میکنه

شوتو : خوب خوب میخوام یه چیزی بهت بگم در اصل باید یه...

تو : دا..داری چیکار میکنی شو..شوتو ساما؟

شوتو : از کی تا حالا من شدم شوتو ساما؟؟

در اندر ذهنت : گانننننننننننن

تو : وقت گیر آوردی هاااا کارتو بگوووو منو آزاد کننننن

شوتو : نه نمیتونم...😈

تو : این...این خنده...وای...نهههههه...عا من باید برم ببین ایزاوا سنسه داره صدامون میکنه ( در حال عرق کردن )

شوتو : باید یه چیز غیر مستقیم بهت بگم

تو : عااااااااااا تو...

راوی : حرفش با یه چیز گرم رو لبش قطع میشه اون...اوننننن....شوتو لبش رو لب های نرمت گذاشت و تورو...بوسید😈

🔞* از اینجا به بعد هنتای میشه *🔞

وقتی که تورو بوسید تو هم همراهی کردی....😈😈😈😈 وقتی فهمید تو هم داری همراهی میکنی یه خنده ریزی میکنه و زبونشون وارد دهنت میکنه، با زبونت بازی میکنه بعد از چن دقیقه نفس کم میاری به سینش ضربه میزنی اون هم متوجه میشه که داری نفس کم میاری و ازت جدا میشه😈😈

✅️ * پایان هنتای *✅️

شوتو : عا حالت خوبه؟

تو : آ..آره خوبم بهتره بریم سر کلاس

شوتو : باشه

راوی : دست همو میگیرین و از پله ها پایین میرین....















بچه ها ببخشید من طنز بلد نیستم درست کنم ولی هنتایم عالیه🔞😂😈
دیدگاه ها (۸)

پارت چهارم ۱۴ سال بعد راوی: الان چهارده سال از زمانی که جونگ...

حوصلم سر رفته...بزار یه چیز رندوم بگم*امروز صبح تو تیک تاک ب...

روز اول مدرسه چطور بوددددددددد؟؟؟؟تعریف کنیدددددددددددددچخبر...

عشقی حقیقی

سناریو نیما نیواد و مهمد وقتی

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.3ته مین:خب وقتی با...

این یکی از بهتر اهنگای همون آقا امینم اسمش شبیه ایرانیه حال...

☆چند پارتی☆☆پارت: ۰۲☆☆وقتی دخترتون.....☆+ه...هیون.....ه...هی...

سرنوشت پارت (۱۲)

داستان ویدیو :مو صورتیه اگنس و اون یکی هم اسمش مونا هست و خب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط