‍
‍ بزن که سوز دل من به ساز میگوئی
ز ساز دل چه شنیدی که باز میگوئی

مگر چو باد وزیدی به زلف یار که باز
به گوش دل سخنی دلنواز میگوئی

به یاد تیشه فرهاد و موکب شیرین
گهی ز شور و گه از شاهناز میگوئی

کنون که راز دل ما ز پرده بیرون شد
بزن که در دل این پرده راز میگوئی
دیدگاه ها (۱)

تماشا می‌کند هر دم، دلم در باغ رخسارشبه کام دل همی نوشد، میِ...

‍ دیدن روی تو و دادن جان مطلب ماستپرده بردار ز رخسار که جان ...

#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...

بزن که سوز دل من به ساز میگوئیز ساز دل چه شنیدی که باز میگوئ...

‍ ‍‍ بزن که سوز دل من به ساز میگوئیز ساز دل چه شنیدی که باز ...

🌱🍒بزن که سوز دل من به ساز میگوئیز ساز دل چه شنیدی که باز میگ...

🌱🍒‍ بزن که سوز دل من به ساز میگوئیز ساز دل چه شنیدی که باز م...

‍ 💜💜بزن که سوز دل من به ساز می گوئیز ساز دل چه شنیدی که باز ...

.‍ بزن ڪه سوز دل من به ساز مے گوئیز ساز دل چه شنیدے ڪه باز م...

بزن که سوز دل من به سازمیگوییز ساز دل چه شنیدی که باز میگویی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط