وقتی دخترم بچه بود،

وقتی دخترم بچه بود،
یک روز به دلیل شیطنتی که کرده بود، شروع کردم به نصیحت های مادرانه و بالاخره گفتم:
نمی دونم با تو چیکار کنم؟!
و دخترم در پاسخ گفت: می تونی منو ببوسی!

امروز یادم نیست موضوع چه بود،
اما آن بوسه هنوز یادم مانده است!

هرگز فرصت گفتن دوستت دارم را از دست مده ...

#امی_هریس
دیدگاه ها (۲)

عشق میان ما پارت ۴

By necessity پارت 1ویو بورام با صدای الارم بیدار شدم رفتم سر...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "37""ویو جئون آنجلینا"هنوز...

دیو و دلبرپارت ۲۱ عقب خوابوندمش سوار شدم بهتره شروع شه .ماشی...

وقتی پریود بودی و.....

P²⁹The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

The Secret Between Light and the Stageپارت 9نارا: منم همین ک...

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

#عشق_ممنوعه‌_شبپارت یازدهم | انتخاب منزن هنوز جلوی در ایستاد...

پشتِ دیوارِ سردتدو هفته گذشته بود.دو هفته‌ای که توی اون، من ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط