گل خونی

گل خونی
پارت 37
+ تو قرار نیست تصمیم بگیری

- ددی

+ بله 

-  من درد دارم نمیتونم بیام ( با چهره مظلوم مانند)

+  خودم حواسم  بهت هست  حالا بیا بریم  حموم

- باشع


جونگکوک و تهیونگ رفت حموم امد تهیونگ  رفت توی آشپزخونه که دید جونگکوک داره میاد لنگ لنگ  تهیونگ داشت میخندید که جونگکوک دید

- به چی میخندی

+ هیچی ( با خنده)

- جیمین ( با داد )

+ چیکارش داری بزار کارشونو کنن

-  به تو

& ها چیکار داری جیمینو

- بگو بیاد

& نمیاد

- چرا نمیاد

& کار دارع

- چیکار

& جواب رو با سوال جواب ندا بچه تهیونگ جلو جونگکوک رو بگین انقدر به جیمین نچسبه

+ من چیکار کنم

- اصلا خودم میرم پیشش 

& نخیر حمومه

- باشع امد میرم

& من میخوام برم حموم

- خب با هم میرفتین

& من رفتم انقدر هم دخالت نکن

& تهیونگ به چی میخندی

+ هیچی ( با خنده )

شوگا رفت بعدا  یک ساعت امدن توی حال 

- چه عجب امدین  جیمین تو هم که مثل منی

# براچی  بله امدیم

- چون لنگ لنگ راه میری 

#ارع بابا تقصیر توع

- چرا من .......
دیدگاه ها (۱۸)

پارت پانزدهم صبح ویو تهیونگ: به سمت اتاق جونگکوک رفتم تا ببی...

BTS Reaction | جرئت حقیقت وقتی جرئت می‌کنی بهشون بگی «اگه جر...

شاگرد لوس من

عشق مافیا:)))پارت چهاردهم :جیمین: سلام یونجون یونجون: سلام (...

🖤 فیک: اون فقط یه دانشجوی ساده‌ست...پارت چهارم: حقیقتی دربار...

پارت چهارهم ویو الا همون زمانی که جونگکوک و ات باهم بودن لار...

فیک «پشت نیمکت آخر» — پارت ۲زنگ تفریح خورد و همه از کلاس بیر...

پارت ۷که وقتی وارد آشپزخونه شدن ات چشماش برق زد... خیلی خوشگ...

part 54نامجون« چیکار میکردین دو ساعت اونجا؟»جونگکوک« هیچی دا...

عشق من P50کوک:کوک به این چیزای مسخره فکر نکن امکان نداره تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط