{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

درد است به جانم چه کنم نیست طبیبی

درد است به جانم چه کنم نیست طبیبی
پنهان شده در خنده ی من بغض عجیبی

در راه رسیدن به تو افتاده ام از پا
چنگی بزنم بی تو به دامان رقیبی

هر ** به طریقی ثمری دید ولی ما
جز خون دل از عشق نبردیم نصیبی

از غیر اگر طعنه شنیدیم غمی نیست
درد است ولی طعنه ی جان سوز حبیبی

لب تشنه به دنبال تو هر لحظه دویدم
شاید به سرابی دل ما را بفریبی

هر روز پریشان تر و تنها ترم از قبل
چون بلبل پرکن شده ام نیست شکیببی

در طالع ما نیست دلی شاد و سری خوش
آری که گران شد تمام چیدن سیبی......؟؟؟
دیدگاه ها (۱)

محبت گرشودپیدابه هرقیمت خریدارم..

از زمزمه دلتنگیم ، از همهمه بیزاریمنه طاقت خاموشی ، نه میل س...

من عقابی بودم که نگاه یک مار؛ سخت آزارم داد...! ...

زندگیه دیگه.گاهی خسته ت میکنهخیلی خسته ت میکنه،اونقد که دوس ...

درد است به جانم چه کنم نیست طبیبیپنهان شده در خنده ی من بغض ...

درد است به جانم چه کنم نیست طبیبیپنهان شده در خنده ی من بغض ...

درد است به جانم چه کنم نیست طبیبیپنهان شده در خنده ی من بغض ...

درد است به جانم چه کنم نیست طبیبیپنهان شده در خنده ی من بغض ...

درد است به جانم چه کنم نیست طبیبیپنهان شده در خنده ی من بغض ...

درد است به جانم چه کنم نیست طبیبیپنهان شده در خنده ی من بغض ...

درد است به جانم چه کنم نیست طبیبیپنهان شده در خنده ی من بغض ...

درد است به جانم چه کنم نیست طبیبیپنهان شده در خنده ی من بغض ...

درد است به جانم چه کنم نیست طبیبیپنهان شده در خنده ی من بغض ...

درد است به جانم چه کنم نیست طبیبیپنهان شده در خنده ی من بغض ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط