درد است به جانم چه کنم نیست طبیبی
درد است به جانم چه کنم نیست طبیبی
پنهان شده در خنده ی من بغض عجیبی
در راه رسیدن به تو افتاده ام از پا
چنگی بزنم بی تو به دامان رقیبی
هر ** به طریقی ثمری دید ولی ما
جز خون دل از عشق نبردیم نصیبی
از غیر اگر طعنه شنیدیم غمی نیست
درد است ولی طعنه ی جان سوز حبیبی
لب تشنه به دنبال تو هر لحظه دویدم
شاید به سرابی دل ما را بفریبی
هر روز پریشان تر و تنها ترم از قبل
چون بلبل پرکن شده ام نیست شکیببی
در طالع ما نیست دلی شاد و سری خوش
آری که گران شد تمام چیدن سیبی......
پنهان شده در خنده ی من بغض عجیبی
در راه رسیدن به تو افتاده ام از پا
چنگی بزنم بی تو به دامان رقیبی
هر ** به طریقی ثمری دید ولی ما
جز خون دل از عشق نبردیم نصیبی
از غیر اگر طعنه شنیدیم غمی نیست
درد است ولی طعنه ی جان سوز حبیبی
لب تشنه به دنبال تو هر لحظه دویدم
شاید به سرابی دل ما را بفریبی
هر روز پریشان تر و تنها ترم از قبل
چون بلبل پرکن شده ام نیست شکیببی
در طالع ما نیست دلی شاد و سری خوش
آری که گران شد تمام چیدن سیبی......
- ۱.۱k
- ۳۰ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط