Yuna

سناریو
وقتی روت قهوه می‌ریزه :)
نامی: فکر میکردم فقط من دست و پا چلفتی هستم
جین: ورلد واید هندسام رو هم کثیف کردی
شوگا:( در خواب هفت پادشاه به سر میبرد)
جیمین: آخی موچی من سوخت
تهیونگ: ( می‌ره برات یخ میاره تا سوختگیت نسوزه🥺)
کوک: ( تا تو لباست و عوض کنی جاهایی که قهوه ریخته رو تمیز می‌کنه و برای خودش و خودت یه قهوه ی دیگه میاره)
💞پایان💞
دیدگاه ها (۵)

پارت ۹

پارت: 12 (بخش4) **زاویه دید: هیزل*وقتی بالاخره سرش را بلند ک...

#مافیا_عزیز_من#Part۳۱ تو اون لحظه دوباره بوسه ای روی لبات گذ...

ابلیس

سناریو مایکی{جنگل چشمات}مرد از دور اونو دید و یخ ابروش انداخ...

My Arirang Part 9

♡♡♡ سناریو ♡♡♡

سناریو وقتی برای اولین بار تو فنساین میبیننت( درخواستی )____...

پشیمونی 😔 {طابع قوانین ویسگون}(یادم رفت بگم هارا به دختر خیل...

𝐀 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐜𝐨𝐧𝐣𝐮𝐫𝐞𝐝 𝐛𝐲 𝐭𝐡𝐞 𝐠𝐞𝐧𝐭𝐥𝐞 𝐦𝐚𝐠𝐢𝐜 𝐨𝐟 𝐚 𝐦𝐚𝐤𝐞𝐮𝐩 𝐛𝐫𝐮𝐬𝐡.PART⁴(...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط