PART
𝐀 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐜𝐨𝐧𝐣𝐮𝐫𝐞𝐝 𝐛𝐲 𝐭𝐡𝐞 𝐠𝐞𝐧𝐭𝐥𝐞 𝐦𝐚𝐠𝐢𝐜 𝐨𝐟 𝐚 𝐦𝐚𝐤𝐞𝐮𝐩 𝐛𝐫𝐮𝐬𝐡.
PART⁴
(مین سوآ+)(کیم سوکجین–)(جونگکوک×)(مدیر برنامه جین¥)
جین دوباره میره روی کاناپه میشینه و به تبلتش که عکس هاش روش بود خیره میشه و همه عوامل از اتاق میرن بیرون و مدیر برنامه جین هم میره تا ماشین رو آماده کنه و جین و سوآ توی اتاق تنها میمونن،سوآ جرعه ای از آیس آمریکانو رو مینوشه و طعم خنک و تلخ قهوه رو حس میکنه و متوجه اخم جین وقتی که داره به عکس ها نگاه میکنه میشه.
+سوکجین شی...عکاسی امروز خیلی خوب بود!توی عکس ها خیلی جذاب افتادید!
جین بدون اینکه نگاهش رو از تبلت برداره شروع به صحبت میکنه
–میدونم... نیازی نبود بگی به هرحال من ورلد واید هندسام هستم ولی...
سپس سرش رو بالا میاره و به چشمای سوآ نگاه میکنه
–تو هم کارت بد نبود...
سوآ که از تعریف یهویی جین متعجب و خجالت زده شده بود سریع به نشونه ادای احترام خم میشه!
+خیلی ممنون!خوشحالم که خوشتون اومده!
جین میخواست حرف بزنه که مدیر برنامه اش اومد داخل اتاق!
¥جین!خانم مین ماشین آماده ست بیاید بریم!چون جین باید برای عکس برداری بره به ساحل بهتره شما هم بیاید تا توی ماشین آماده اش کنید،میتونید؟
+اوه اوکی
جین پشت سر مدیر برنامه اش راه میوفته میره و سوآ سریع وسایلش رو جمع میکنه و اون هم پشت سرشون میره و جین وسط راهرو صبر میکنه تا با سوآ همقدم بشه وقتی سوآ بهش میرسه دوتایی شروع به قدم زدن میکنن که جین با صدایی آروم که فقط خود سوآ بشنوه شروع به صحبت میکنه...
–دیشب با جونگکوک خوش گذشت؟
+چی؟شما...از کجا فهمیدید؟
–جواب سوالم رو ندادی!خوش گذشت؟
+فقط باهم نوشیدنی خوردیم...
–یادت باشه تو فقط برای کار اینجایی نه اینکه درگیر بازی های عشقی بشی!
سوآ میخواست حرفی بزنه ولی با حرف مدیر برنامه جین سکوت کرد و احساس کرد که دیوار سردی بینشون کشیده شده...
¥بدویید دیر شد!
جین از سوآ جلو میزنه و میره...
«فلش بک به دیشب»
«ویو جین»
وقتی سوآ از کمپانی رفت عذاب وجدان گرفتم به خاطر رفتاری که روز اول باهاش داشتم و میخواستم عذرخواهی کنم پس از کمپانی آدرسش رو گرفتم و رفتم گل فروشی و برای معذرت خواهی گل خریدم رسیدم خونش و در زدم ولی کسی در رو باز نکرد پس حدس زدم هنوز نیومده خونه پس توی ماشینم منتظر موندم حدوداً 1 ساعتی گذشت که یه ماشین مشکی جلوی خونه اش ایستاد اون پیاده شد...نگاهی به پلاک ماشین کردم ماشین جونگکوک بود و سوآ ازش خداحافظی کرد و رفت عصبانی شدم از اینکه با جونگکوک رفت و آمد داره پس وقتی رفت داخل منم پام رو گذاشتم روی گاز و رفتم
«پایان ویو جین»
«پایان فلش بک»
سوآ و جین به ماشین میرسن و هردو روی صندلی عقب میشینن و سوآ مشغول میکاپ کردن جین میشه و به خاطر اینکه ماشین تکون میخورد کمی کارش سخت بود اما انجامش میداد بلاخره به صحنه عکس برداری رسیدن و آرایش جین بلاخره با زدن کمی رژ لب تموم شد و هردو از ماشین پیاده شدن و عکاس دوباره شروع به عکاسی از جین کرد و بعد از تموم شدن عکاسی سوآ هم سوار ماشین میشه و با مدیر برنامه جین و جین به کمپانی بر میگردن وقتی به کمپانی میرسن سوآ تمام وسایلش رو جمع میکنه و داشت از کمپانی خارج میشد که یه نفر میاد کنارش و دستاش رو میندازه دور گردن سوآ و سوآ تعجب میکنه و بهش نگاه میکنه جونگکوک بود.
+هی!
×چه خبر؟شنیدم امروز روز سختی داشتی خانم زیبا!
+آره...ممنون
×میخوای برسونمت؟
+اوه ممنون ولی نیازی نیست!
×پس میرسونمت
و دوباره جین از ته سالن تماشا گر بود نمیدونست چرا اما هروقت این دختر رو میدید قلبش تند میزد و به اینکه جونگکوک رو کنار اون دختر ببینه حسادت میکرد.
سوآ و جونگکوک به سمت ماشین جونگکوک رفتن و جونگکوک ماشین رو روشن کرد و به سمت خونه سوآ راه افتاد و در طی راه باهم صحبت میکردن وقتی رسیدن به خونه سوآ،سوآ از ماشین پیاده میشه و جونگکوک رو دعوت میکنه تا بیاد یک کم قهوه بخوره
+بیا داخل تا یک کم قهوه بخوریم!
×با کمال میل
جونگکوک از ماشین پیاده میشه و با سوآ میره داخل خونه اش
×خونه قشنگیه!
+خیلی ممنون!بشین تا من برم قهوه درست کنم
×اوکی
سوآ میره داخل آشپزخونه و با دو لیوان قهوه و چند کوکی برمیگرده و با جونگکوک قهوه میخورن و حرف میزنن و بعد از مدتی جونگکوک میره
«ویو جین»
تازه رسیده بودم خونه و همش ذهنم درگیر جونگکوک و سوآ بود...چرا روی این دختر حساس بودم!یه پیام از عکاس دریافت میکنم...یه عکس بود از من و سوآ وقتی که بهش آیس آمریکانو دادم...خیلی عکس قشنگی بود به خصوص لبخندش پس عکس رو گذاشتم پس زمینه گوشیم و گوشیم رو خاموش کردم و گذاشتم کنار.
«پایان ویو جین»
ادامه دارد...
𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐬𝐭𝐨𝐫𝐢𝐞𝐬:𝐄𝐧𝐜𝐡𝐚𝐧𝐭𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐭𝐡𝐞 𝐐𝐮𝐢𝐥𝐥
(طلسمگر قلم)
PART⁴
(مین سوآ+)(کیم سوکجین–)(جونگکوک×)(مدیر برنامه جین¥)
جین دوباره میره روی کاناپه میشینه و به تبلتش که عکس هاش روش بود خیره میشه و همه عوامل از اتاق میرن بیرون و مدیر برنامه جین هم میره تا ماشین رو آماده کنه و جین و سوآ توی اتاق تنها میمونن،سوآ جرعه ای از آیس آمریکانو رو مینوشه و طعم خنک و تلخ قهوه رو حس میکنه و متوجه اخم جین وقتی که داره به عکس ها نگاه میکنه میشه.
+سوکجین شی...عکاسی امروز خیلی خوب بود!توی عکس ها خیلی جذاب افتادید!
جین بدون اینکه نگاهش رو از تبلت برداره شروع به صحبت میکنه
–میدونم... نیازی نبود بگی به هرحال من ورلد واید هندسام هستم ولی...
سپس سرش رو بالا میاره و به چشمای سوآ نگاه میکنه
–تو هم کارت بد نبود...
سوآ که از تعریف یهویی جین متعجب و خجالت زده شده بود سریع به نشونه ادای احترام خم میشه!
+خیلی ممنون!خوشحالم که خوشتون اومده!
جین میخواست حرف بزنه که مدیر برنامه اش اومد داخل اتاق!
¥جین!خانم مین ماشین آماده ست بیاید بریم!چون جین باید برای عکس برداری بره به ساحل بهتره شما هم بیاید تا توی ماشین آماده اش کنید،میتونید؟
+اوه اوکی
جین پشت سر مدیر برنامه اش راه میوفته میره و سوآ سریع وسایلش رو جمع میکنه و اون هم پشت سرشون میره و جین وسط راهرو صبر میکنه تا با سوآ همقدم بشه وقتی سوآ بهش میرسه دوتایی شروع به قدم زدن میکنن که جین با صدایی آروم که فقط خود سوآ بشنوه شروع به صحبت میکنه...
–دیشب با جونگکوک خوش گذشت؟
+چی؟شما...از کجا فهمیدید؟
–جواب سوالم رو ندادی!خوش گذشت؟
+فقط باهم نوشیدنی خوردیم...
–یادت باشه تو فقط برای کار اینجایی نه اینکه درگیر بازی های عشقی بشی!
سوآ میخواست حرفی بزنه ولی با حرف مدیر برنامه جین سکوت کرد و احساس کرد که دیوار سردی بینشون کشیده شده...
¥بدویید دیر شد!
جین از سوآ جلو میزنه و میره...
«فلش بک به دیشب»
«ویو جین»
وقتی سوآ از کمپانی رفت عذاب وجدان گرفتم به خاطر رفتاری که روز اول باهاش داشتم و میخواستم عذرخواهی کنم پس از کمپانی آدرسش رو گرفتم و رفتم گل فروشی و برای معذرت خواهی گل خریدم رسیدم خونش و در زدم ولی کسی در رو باز نکرد پس حدس زدم هنوز نیومده خونه پس توی ماشینم منتظر موندم حدوداً 1 ساعتی گذشت که یه ماشین مشکی جلوی خونه اش ایستاد اون پیاده شد...نگاهی به پلاک ماشین کردم ماشین جونگکوک بود و سوآ ازش خداحافظی کرد و رفت عصبانی شدم از اینکه با جونگکوک رفت و آمد داره پس وقتی رفت داخل منم پام رو گذاشتم روی گاز و رفتم
«پایان ویو جین»
«پایان فلش بک»
سوآ و جین به ماشین میرسن و هردو روی صندلی عقب میشینن و سوآ مشغول میکاپ کردن جین میشه و به خاطر اینکه ماشین تکون میخورد کمی کارش سخت بود اما انجامش میداد بلاخره به صحنه عکس برداری رسیدن و آرایش جین بلاخره با زدن کمی رژ لب تموم شد و هردو از ماشین پیاده شدن و عکاس دوباره شروع به عکاسی از جین کرد و بعد از تموم شدن عکاسی سوآ هم سوار ماشین میشه و با مدیر برنامه جین و جین به کمپانی بر میگردن وقتی به کمپانی میرسن سوآ تمام وسایلش رو جمع میکنه و داشت از کمپانی خارج میشد که یه نفر میاد کنارش و دستاش رو میندازه دور گردن سوآ و سوآ تعجب میکنه و بهش نگاه میکنه جونگکوک بود.
+هی!
×چه خبر؟شنیدم امروز روز سختی داشتی خانم زیبا!
+آره...ممنون
×میخوای برسونمت؟
+اوه ممنون ولی نیازی نیست!
×پس میرسونمت
و دوباره جین از ته سالن تماشا گر بود نمیدونست چرا اما هروقت این دختر رو میدید قلبش تند میزد و به اینکه جونگکوک رو کنار اون دختر ببینه حسادت میکرد.
سوآ و جونگکوک به سمت ماشین جونگکوک رفتن و جونگکوک ماشین رو روشن کرد و به سمت خونه سوآ راه افتاد و در طی راه باهم صحبت میکردن وقتی رسیدن به خونه سوآ،سوآ از ماشین پیاده میشه و جونگکوک رو دعوت میکنه تا بیاد یک کم قهوه بخوره
+بیا داخل تا یک کم قهوه بخوریم!
×با کمال میل
جونگکوک از ماشین پیاده میشه و با سوآ میره داخل خونه اش
×خونه قشنگیه!
+خیلی ممنون!بشین تا من برم قهوه درست کنم
×اوکی
سوآ میره داخل آشپزخونه و با دو لیوان قهوه و چند کوکی برمیگرده و با جونگکوک قهوه میخورن و حرف میزنن و بعد از مدتی جونگکوک میره
«ویو جین»
تازه رسیده بودم خونه و همش ذهنم درگیر جونگکوک و سوآ بود...چرا روی این دختر حساس بودم!یه پیام از عکاس دریافت میکنم...یه عکس بود از من و سوآ وقتی که بهش آیس آمریکانو دادم...خیلی عکس قشنگی بود به خصوص لبخندش پس عکس رو گذاشتم پس زمینه گوشیم و گوشیم رو خاموش کردم و گذاشتم کنار.
«پایان ویو جین»
ادامه دارد...
𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐬𝐭𝐨𝐫𝐢𝐞𝐬:𝐄𝐧𝐜𝐡𝐚𝐧𝐭𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐭𝐡𝐞 𝐐𝐮𝐢𝐥𝐥
(طلسمگر قلم)
- ۳.۰k
- ۱۲ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط