تو میتوانستی بمانی، نخواستی

تو میتوانستی بمانی، نخواستی
میتوانستی دوستم داشته باشی، نخواستی
میتوانستی نوازش هایت را تا ابدیت کش بدهی، نخواستی
میتوانستی عاشق ترین آدمِ زمین باشی و من را خوشبخترین حوایِ دنیا کنی ولی نخواستی….
همه چیز از همین نخواستن ها شروع میشود
همه اشک ها
همه بغض هایِ تو گلو مانده
همه بی فروغی چشم ها
همه پس زدن ها
همه بیزار شدن ها تا انتهایِ دنیا از عشق.
همه چیز از همین نخواستن ها شروع میشود
نشدن ها بهانه آدمهایی شبیه توست که کسانی شبیه من را نمیخواهند…
دیدگاه ها (۱)

چند پارتیپارت۳ا.ت به سرعت درِ شیشه‌ایِ سوپرمارکت را قفل کرد ...

تو میتوانستی بمانی ؛ نخواستیمیتوانستی تنها زیر بارانی که بی‌...

دلبر جانم🌸❤🌸در این قسمت از زندگی، فهمیده ام که گاهی تمام دنی...

برای تو !من با قلمم رنـگ میزنم و مینویـسم ،برای تـو تا دلم ...

تقدیم به یگانه پسر پاکم امیر والای عزیز و همه پسران خوب سرزم...

چای ریخته ام و تو را مقابلم تصور میکنم. از تمامِ روزهایی که ...

حال دل من... 🥺💔آقا… آقایِ جانِ من، صدایم را می‌شنوی؟دورت بگر...

جراحتهای کوچک به چشمم خطرناک ترند. زخمهای کوچک کم عمق، آنها ...

سلام بداخلاق جانامروز دوست پیدا کردم... یادت هست چقدر بدت می...

دوست دارم سر صبح خروس خوان ، وقتی که تو همچنان خودت را با پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط