مافیا بد اخلاق
پارت 1
مافیا بد اخلاق
ویو ات
با زنگ گوشیم از خواب بیدار شدم
ات: خدا این وقت صبح روز تعطیل کیه
ات :آلو
میا : سلام خوابالو
ات: کوفت و سلام حرفت رو بزن خوابم میادددد
میا : دختر ساعت ۱۰ ظهره خوابت میاد
ات: خب چیکارم داری
میا :ات میای بریم بار حوصلم سر رفته
ات: روز آخری که با تو آمدم بار ۱۰ روز حبس خونگی کشیدم چون مست مست آمدم خونه همشم تقصیر تو بود
میا : این دفه دیگه نمیزارم زیاد بخوری قول میدمممممم
ات : باشه بابا ( زود خر شد🤣)
میا : ساعت ۷ میام دنبالت
ات باشه بای
میا : بای
ویو ات
ساعت ۱۰:۳۰ بود رفتم یه دوش ۱۰ مین گرفتم لباس پوشیدم ( اسلاید ۲) رفتم پایین
م ات : سلام دخترم
پ ات :سلام پرنسس بابا
ات : سلامممممم مامان صبحونه چی داریم
م ات : پنکیک
ات : آخ جونننننننن
ویو ات
صبحونم رو خوردم ساعت ۱۲ بود رفتم تو اتاقم روی تختم دراز کشیدم و با گوشیم ور رفتم تا ساعت ۲ رفتم نهار خوردم و بعد از نهار آماده شدم دیگه ساعت ۵:۳۰ بود یه آرایش ملایم و لباس باز پوشیده و به ساعت نگاه کرده ساعت ۶ بود گوشیم زنگ خورد میا بود اومده بود دنبالم رفتم پایین و با میا رفتیم بار وقتی وارد بار شدیم بوی سیگار و الکل میومد و دخترای هرزه ای که خودشونو به پسرا چسبونده بودن ما روی یکی از میز ها نشستیم
ببخشید کم بود چون پارت ۱ بود کم گذاشتم
این پارت شرط نداره
نویسنده 민 윤 기
مافیا بد اخلاق
ویو ات
با زنگ گوشیم از خواب بیدار شدم
ات: خدا این وقت صبح روز تعطیل کیه
ات :آلو
میا : سلام خوابالو
ات: کوفت و سلام حرفت رو بزن خوابم میادددد
میا : دختر ساعت ۱۰ ظهره خوابت میاد
ات: خب چیکارم داری
میا :ات میای بریم بار حوصلم سر رفته
ات: روز آخری که با تو آمدم بار ۱۰ روز حبس خونگی کشیدم چون مست مست آمدم خونه همشم تقصیر تو بود
میا : این دفه دیگه نمیزارم زیاد بخوری قول میدمممممم
ات : باشه بابا ( زود خر شد🤣)
میا : ساعت ۷ میام دنبالت
ات باشه بای
میا : بای
ویو ات
ساعت ۱۰:۳۰ بود رفتم یه دوش ۱۰ مین گرفتم لباس پوشیدم ( اسلاید ۲) رفتم پایین
م ات : سلام دخترم
پ ات :سلام پرنسس بابا
ات : سلامممممم مامان صبحونه چی داریم
م ات : پنکیک
ات : آخ جونننننننن
ویو ات
صبحونم رو خوردم ساعت ۱۲ بود رفتم تو اتاقم روی تختم دراز کشیدم و با گوشیم ور رفتم تا ساعت ۲ رفتم نهار خوردم و بعد از نهار آماده شدم دیگه ساعت ۵:۳۰ بود یه آرایش ملایم و لباس باز پوشیده و به ساعت نگاه کرده ساعت ۶ بود گوشیم زنگ خورد میا بود اومده بود دنبالم رفتم پایین و با میا رفتیم بار وقتی وارد بار شدیم بوی سیگار و الکل میومد و دخترای هرزه ای که خودشونو به پسرا چسبونده بودن ما روی یکی از میز ها نشستیم
ببخشید کم بود چون پارت ۱ بود کم گذاشتم
این پارت شرط نداره
نویسنده 민 윤 기
- ۳۱.۹k
- ۰۱ اردیبهشت ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط