برای این منِ تنهای کوچ نشین

برای این منِ تنهای کوچ نشین
قدم گذاشتن بر شهرِ قلبِ تو
از گذرگاه دروازه ی چشمانت
آخرین نقطه از زمین بود


#مسلم_مک_وندی
مسلم مک وندی
Moslem Makvandi


#کوچ_نشین
#تنها
#قلب_تو
#چشمانت
#عاشق
دیدگاه ها (۱)

دلم اندازه ی یک شهر برایت تنگ استآنقدر تنگ که با ذهن خودم در...

قم، پیش از تو فقط شهری بودو پس از تو، روایت شد...روزی که کار...

پارت : 28 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*کلمه‌ی *سرگرمی* مثل اسید ...

p¹⁶(پنج سال بعد...)زمان، مثلِ جریانِ خونسردِ خون تویِ رگ‌ها،...

پارت: 31 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*سکوتِ خفه‌کننده‌ای بینمون ...

جنگل نفرین شده پارت ۲۹(یکی مونده به آخر)

پارت: 27 (بخش4) **زاویه دید: زین**بارون پاییزی شروع شده بود؛...

فصل اول قسمت ۴برج وی اون طرف واکس الستور رو میبره تو اتاق کن...

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 1#لینو #فیکشنساعت ۱۰ شب ـ عمارت لی ...

پارت چهارم: بازگشت به نقطه‌ی صفرپله‌های مارپیچ و سنگی برج سا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط