در دامِ تو محبوسم، در دستِ تو مغلوبم

در دامِ تو محبوسم، در دستِ تو مغلوبم
وز ذوقِ تو مدهوشم، در وصفِ تو حیرانم

دستی ز غمت بر دل، پایی ز پِی‌ات در گِل
با این همه صبرم هست، وز رویِ تو نتوانم

دلتنگتم..بدددددد..بدددددد. دارم از دوریت دق میکنم..دردت تو تنم..عمرم هیییییی. :-(
دیدگاه ها (۴)

آن دوست که من دارم وان یار که من دانمشیرین دهنی دارد دور از ...

در دامِ تو محبوسم، در دستِ تو مغلوبم وز ذوقِ تو مدهوشم، د...

در دامِ تو محبوسم، در دستِ تو مغلوبموز ذوقِ تو مدهوشم، در وص...

در دامِ تو محبوسم، در دستِ تو مغلوبموز ذوقِ تو مدهوشم، در وص...

در دامِ تو محبوسم، در دستِ تو مغلوبموز ذوقِ تو مدهوشم، در وص...

در دامِ تو محبوسم، در دستِ تو مغلوبموز ذوقِ تو مدهوشم، در وص...

در دامِ تو محبوسم، در دستِ تو مغلوبموز ذوقِ تو مدهوشم، در وص...

در دامِ تو محبوسمدر دستِ تو مغلوبموز ذوقِ تو مدهوشمدر وصفِ ت...

در دامِ تو محبوسم، در دستِ تو مغلوبموز ذوقِ تو مدهوشم، در وص...

در دامِ تو محبوسمدر دستِ تو مغلوبموز ذوقِ تو مدهوشمدر وصفِ ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط