سناریو

درخواستی
وقتی با یه پسر دیگه میبیننت و فکر بد میکنن اما اون برادرت بوده

نامجون :...
ا/ت:...
داداشت که توی آمبولانسه:...





جین:اگه اون داداشته چرا باید در این حد به هم نزدیک باشین؟
ا/ت: جین داداشمه غریبه که نیست
داداشت: راس میگه
جین : تو خفه شو!*داد/ رو به داداشت*
داداشت:*رید تو خودش*




شوگا: لباس مشکی تنشه
ا/ت: داداش*بغض*
داداشت:*به طور مشکوکی مرد*
ا/ت: یعنی من اونب که داداشمو کشت رو ببینم میکشمش!*گریه داد*
شوگا :...بله...بله*ایشون با شکنجه مخصوص آگوست دی حساب داداشتو رسیده *




جیهوپ:*داادشت رو میشناسه و خونریزی راه نمیوفته*




جیمین: اممم ببین من ندونستم تو کی ... برای همین ایجوری شد
داداشت: ع..عی......بی نداره ، همه اشت...باه می...کنن*کل بدنش توی گچه*





تهیونگ: *داداشت در اثر داشتن بیماری هاری درگذشت*
ا/ت: ......هقهق.....*گریه/ رفت بغل ته*
تهیونگ : *سکوت کرده و بغلت کرد چون یه سگ هار رو فرستاد بود جان برادرت*
تهیونگ : آروم باش...پیشی کوچولو اون الان جاش خوبه اما اگه تو گریه کنی اونم ناراحت میشه




جونگ کوک :... ببین ا/ت
ا/ت : با من حرف نزن!
کوک: *داداشت رو انقدر زده بود که مثل خامه همه زده شد رفت تو کما *
-------------------------------------------------------------
چطور بود ؟
دیدگاه ها (۱۲)

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

Forbidden love⑨حالم خیلی بد بود چشمام پر از اشک شده بود و دس...

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت۳منو برد تو اتاق بی صدا اشک م...

True Love③④یک ساعت بعد تهیونگ: کجا بودی؟ ا/ت: بیرون دیدن یه ...

تکپارتی جونگ کوک

تهیونگ :خب تو هم میتونی اینجا بمونی خونه ی بزرگی هست که ا/ت ...

(دلداده)ا/ت: یه بویی میاد سوا:.......ا/ت: غذاممممممممم بغل ک...

تکپارتی (درخواستی)هوا سنگین بود.ا/ت کنار پنجره ایستاده بود و...

💜 پارت اول | شبی که همه‌چیز شروع شد صدای موسیقی کل بار رو پر...

تهیونگ ل//ب//ا//ش//و محکم کوبید روی ل//ب//ا//ی ا. ت و شروع ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط