{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می‌نشینم روی پایت تا تو را شیدا کنم

می‌نشینم روی پایت تا تو را شیدا کنم
تا که شاید من رگ خواب تو را پیدا کنم
می‌نهم لب را به لب‌هایت مگر رسوا شوی
تا که شاید لحظه‌ای با بوسه‌ای اغوا شوی
می‌گشایم لب به زیر گوش تو با دلبری
تا که شاید چشم خود بندی به روی دیگری
می‌خرامم نرم و نازک سوی آغوشت چو مار
تا که شاید از کفت گیرم عنان و اختیار
تو ولی با چیرگی من را به زانو می‌نهی
دست سرد خود به دست گرم و داغم می‌دهی
با لوندی گونه‌ی من را نوازش می‌کنی
با نگاهت بوسه‌ای تبدار، خواهش می‌کنی
می‌خزم آهسته در آغوش پر آرامشت
من اجابت می‌کنم در لحظه امر و خواهشت
دیدگاه ها (۱)

ابر وقتـــی از غم چشم تو غافل میشودجای باران میوه اش زهر هلا...

یک نفر نیست که از من به تو راهی بکشدبر شب تیره ی من گردش ماه...

حس خوبیست در آغوش خودت پیر شوماینکه یک عمر به دستان تو زنجیر...

به نگاهی که مرا عاشق خود کرده, قسم... بایدامشب به غزلهای نگا...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

ایا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۵✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒_...

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

🚫بی جنبه ها نخونن🚫FORCED LOVEPart:16───شبِ آخر.جئون من رو به...

**موضوع: وقتی وسط دعوا می‌خواد ببوسدت، ولی تو با تندی ردش می...

ادامه پارت ۲۵

چندپارتی جیهوپ

فرزند کدام دریا بودی...؟ که سَهمَت از ارث موج موهایت شد؟!#س...

🌱🍃 #شب،با موهای پریشانشمی ریزد بر شانه‌های تنهایی‌ام ،و تو…چ...

درخواستی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط