نصف عمرم؟...چرا فقط نصفش،پرنسس؟چرا کُلِش رو نمیخوای؟...
نصف عمرم؟...چرا فقط نصفش،پرنسس؟چرا کُلِش رو نمیخوای؟...
نور ماه از پنجره افتاده روی صورتتون صورت فلیکس درست جلوی صورت توعه
انگشتش طوری روی پوستت حرکت میکنه که انگار داره یه شعر عاشقانه میخونه.
بوسهای که روی لبهات میزنه عمیق تر از هرچیزیه...
چند ثانیه از لب هات جدا میشه تا نفسی تازه کنه ولی همچنان نگاهش به چشمات دوخته شده.
با صدایی گرفته از بوسه لب میزنی
+میشه نصف عمرت رو فقط صرف بوسیدن من کنی؟
با صدایی که حالا فقط نجواست کنار گوشت زمزمه میکنه
_نصف عمرم؟...چرا فقط نصفش،پرنسس؟چرا کُلِش رو نمیخوای؟
آروم انگشتش رو روی گونت میکشه و با یه نگاهِ لبریز از پرستش ادامه میده
_من حاضرم تمامِ ثانیههایِ عمرم رو فقط صرفِ بوسیدنِ تو کنم. صبح که بیدار میشی، وقتی خستهای، حتی وقتی داری با این اخلاقِ لجبازِت حرصم میدی… من فقط میخوام لبام رویِ لبات باشه. تو نمیدونی چقدر برای من مقدسی.
بلافاصله یه بوسهیِ کوتاه و خیلی نرم رویِ نوکِ بینیت میکاره و بعد، با یه حرکت دوباره لباش رو به لبایِ تو نزدیک میکنه، اما این بار با آرامشی که فقط یه عاشقِ واقعی میتونه داشته باشه
با نجوایی که رویِ لبات شنیده میشه
_تو حتی نمیدونی چقدر این لحنِ لوسِت منو دیوونه میکنه. انگار که طلسمم میکنی. هرچی بگی، همونه.
حالت چهرهات با حرفاش عوض میشه جوری که انگار چشمات داره لبخند میزنه از ذوق
با نجوایی که مستقیم تویِ قلبت میشینه میگه
_انقدر قشنگ نگام نکن… دلم میخواد همینجا، وسطِ این بوسهها و این لحظهها، قلبم رو دربیارم و بذارم توی دستات. تو پرنسسِ منی، ملکه یِ قلبِ منی… پس حق داری هر دستوری بهم بدی.
بعد از خارج کردن کلمات از گلوش لب هاش رو به آرومی روی لبات گذاشت و با ولعی از عشق شروع به بوسیدن کرد
END🎀✨️
درخواست فلیکس ندین تموم شده یکی بود خودم بر داشتم😝
نور ماه از پنجره افتاده روی صورتتون صورت فلیکس درست جلوی صورت توعه
انگشتش طوری روی پوستت حرکت میکنه که انگار داره یه شعر عاشقانه میخونه.
بوسهای که روی لبهات میزنه عمیق تر از هرچیزیه...
چند ثانیه از لب هات جدا میشه تا نفسی تازه کنه ولی همچنان نگاهش به چشمات دوخته شده.
با صدایی گرفته از بوسه لب میزنی
+میشه نصف عمرت رو فقط صرف بوسیدن من کنی؟
با صدایی که حالا فقط نجواست کنار گوشت زمزمه میکنه
_نصف عمرم؟...چرا فقط نصفش،پرنسس؟چرا کُلِش رو نمیخوای؟
آروم انگشتش رو روی گونت میکشه و با یه نگاهِ لبریز از پرستش ادامه میده
_من حاضرم تمامِ ثانیههایِ عمرم رو فقط صرفِ بوسیدنِ تو کنم. صبح که بیدار میشی، وقتی خستهای، حتی وقتی داری با این اخلاقِ لجبازِت حرصم میدی… من فقط میخوام لبام رویِ لبات باشه. تو نمیدونی چقدر برای من مقدسی.
بلافاصله یه بوسهیِ کوتاه و خیلی نرم رویِ نوکِ بینیت میکاره و بعد، با یه حرکت دوباره لباش رو به لبایِ تو نزدیک میکنه، اما این بار با آرامشی که فقط یه عاشقِ واقعی میتونه داشته باشه
با نجوایی که رویِ لبات شنیده میشه
_تو حتی نمیدونی چقدر این لحنِ لوسِت منو دیوونه میکنه. انگار که طلسمم میکنی. هرچی بگی، همونه.
حالت چهرهات با حرفاش عوض میشه جوری که انگار چشمات داره لبخند میزنه از ذوق
با نجوایی که مستقیم تویِ قلبت میشینه میگه
_انقدر قشنگ نگام نکن… دلم میخواد همینجا، وسطِ این بوسهها و این لحظهها، قلبم رو دربیارم و بذارم توی دستات. تو پرنسسِ منی، ملکه یِ قلبِ منی… پس حق داری هر دستوری بهم بدی.
بعد از خارج کردن کلمات از گلوش لب هاش رو به آرومی روی لبات گذاشت و با ولعی از عشق شروع به بوسیدن کرد
END🎀✨️
درخواست فلیکس ندین تموم شده یکی بود خودم بر داشتم😝
- ۸۹
- ۱۸ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط