{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

°•°•°

°•°•°

خدایا...
به‌ سختیایی‌ فکر میکنم که‌‌ به‌ دستت‌
حل‌ شد ،
یا اگرم‌‌ زودی‌ حل‌ نشد دلم‌ به
بودنت‌ قرص‌ بود
و همین سختیا‌ رو
از یادم‌‌ برد...
به جاش‌ به‌ خودت‌ توکل‌ کردم‌
که قدرتمندترینی🪷🫧


🦋💜🌿🍂🌱🍁🤗🍃😊
دیدگاه ها (۰)

My professorChapter:2Part:99آخرین پرونده رو بستم و با خستگی ...

نه من حالم اصلا خوب نیست نه نه نه...☹️بچه ها داشتم برای سولی...

پدر خوانده فصل دو

رمان

پارت ۲ ویو ا.ت با ذوق سمت در رفتم و بازش کردم .هوسوک رو دیدم...

P3ویو کیسوکه:از اتاق اومد بیرون از اونجایی ک من تو خونه زیاد...

پارت ۲ ویو ا.ت با صدای آزار دهنده ی زنگ ساعت گوشیم ، دستم رو...

رمان : «اسمات پارسا»(از خودم یه اسم درآوردم)(تکپارتی)ویو «ا/...

پارت ۱۰

I'm not jealous part 56دستمو پشت گردنش گذاشتم و عمیق و محکم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط