بادیگارده شخصی من پارت ۲
رفتم توی حیات کناره استخر نشستم
واییی الان چی کارکنم همین مونده بود که این پسره همه جا دونبالم باشه نشسته بودم که
جیسا... دختر چرا اینجای
میرا... جیسا من چیکار کنم
جیسا ... چرا
میرا... این از پسرعمویه بدزاتم اینم از بادیگارد من خودم موندم از دست این جی هون لعنتی چه جوری فرارکنم اون وقت بابام یه پسر آورده که همهی شه کنارم باشه
جیسا... دختر دیونه شدی میدونی اگه دسته جی هون بهت برسه چه بلای سرت میاره بابات داره بخاطر خودت اینکار هارو میکنه
میرا... باشه ولی نمیتونم باهاش کنار بیام
جیسا... باید بیای راستی از امروز این پسره همین جا زندگی میکنه
به یه نفسه عمیق گفتم
میرا... چه خوب از این بهتر نمیشه
جیسا... خب الان بریم توی عمارت تا بابات دوباره بهت گیر نداده
باهم دیگه خندیم و رفتیم تو خونه
میرا تا شب توی اتاقش بود داشت فیلم نگاه میکرد که گوشیش زنگ خورد
میرا... شماره ناشناس
نمیدونست جواب بده یانه تا این که ردتماسش کرد
چند ثانیه بعد دوباره زنگ زد
میرا ... اههه چرا ولکنم نیستی
با ترس جواب داد
میرا... بله
جی هون... سلام بیبی چرا جواب نمیدی
میرا... دست از سرم بردار
جی هون... چرا نکنه ازم خوشت نمیاد خندیدی
جی هون... ولی برام مهم نیست مهم اینه که من از خوشم میاد بیبی
میرا ... خفه شو کثافت فکر کردی من خرم نه اشتباه فکر کردی من گوله حرفاتو نمیخورم دگیه بهم زنگ نزن
میرا با خشم گوشیو قط کرد
میرا... بمیر عوضی
نمیتونم به بابام بگم اگه بفهمه مجبورم میکنه این پسره رو تو دسشویم با خودم ببرم
میرا... وایییی دارم دیونه میشم خدا
واییی الان چی کارکنم همین مونده بود که این پسره همه جا دونبالم باشه نشسته بودم که
جیسا... دختر چرا اینجای
میرا... جیسا من چیکار کنم
جیسا ... چرا
میرا... این از پسرعمویه بدزاتم اینم از بادیگارد من خودم موندم از دست این جی هون لعنتی چه جوری فرارکنم اون وقت بابام یه پسر آورده که همهی شه کنارم باشه
جیسا... دختر دیونه شدی میدونی اگه دسته جی هون بهت برسه چه بلای سرت میاره بابات داره بخاطر خودت اینکار هارو میکنه
میرا... باشه ولی نمیتونم باهاش کنار بیام
جیسا... باید بیای راستی از امروز این پسره همین جا زندگی میکنه
به یه نفسه عمیق گفتم
میرا... چه خوب از این بهتر نمیشه
جیسا... خب الان بریم توی عمارت تا بابات دوباره بهت گیر نداده
باهم دیگه خندیم و رفتیم تو خونه
میرا تا شب توی اتاقش بود داشت فیلم نگاه میکرد که گوشیش زنگ خورد
میرا... شماره ناشناس
نمیدونست جواب بده یانه تا این که ردتماسش کرد
چند ثانیه بعد دوباره زنگ زد
میرا ... اههه چرا ولکنم نیستی
با ترس جواب داد
میرا... بله
جی هون... سلام بیبی چرا جواب نمیدی
میرا... دست از سرم بردار
جی هون... چرا نکنه ازم خوشت نمیاد خندیدی
جی هون... ولی برام مهم نیست مهم اینه که من از خوشم میاد بیبی
میرا ... خفه شو کثافت فکر کردی من خرم نه اشتباه فکر کردی من گوله حرفاتو نمیخورم دگیه بهم زنگ نزن
میرا با خشم گوشیو قط کرد
میرا... بمیر عوضی
نمیتونم به بابام بگم اگه بفهمه مجبورم میکنه این پسره رو تو دسشویم با خودم ببرم
میرا... وایییی دارم دیونه میشم خدا
- ۸۲۰
- ۱۵ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط