{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیده دو دو زده سرگرم کمی حیرانی است

دیده دو دو زده سرگرم کمی حیرانی است
جام نوشیده شده مستی آن پنهانی است
دست بر چشم نمال آینه اش رؤیا نیست
قصد و منظور من آن جا که خودت می دانی است
از تعجّب نظرم دست به دندان برده است
قصّه ام آب از آن برکه ی جوشان خورده است
ضربِ خورشید و قمر؟ نورٌ علی نور شده
دشمن از شدّت نور است چنین کور شده
وَه که شیطان به سجود آمده مجبور شده
جار جبریل زده سور خدا جور شده
این یدالله که فرمانده «ایدیهم» شد
رایت الله نبی بود به دل قائم شد
روی دستان نبی شورش محشر دیدم
محشری را به روی دست پیمبر دیدم
برتر از حشر که من حضرت حیدر دیدم
حیدر از دور پر از نور سراسر دیدم
وسعت چهره ات از قاب فراتر رفته
جام آیینه ببین حوصله اش سر رفته
رمز خلقت همه گم در کف دستان نبی است
قبضه ی فُلک نهم در کف دستان نبی است
جوشش برکه ی خم در کف دستان نبی است
راز «اکملت لکم» در کف دستان نبی است
ماه بالاتر از آن است که من می بینم
دارم از باغ غزل مدح علی می چینم
تو همانی که خدا ناطق «قرآنت» کرد
«نور» بودی که خدا سوره ی «انسانت» کرد
جام از دست خودش داد و غزلخوانت کرد
سه شب آمد به سر سفره و مهمانت کرد
در سر کعبه تب انداخته ای یعنی چه؟
«مست از خانه برون تاخته ای یعنی چه؟»
پای بیرون زدی از بیت قیامت کردی
گرم آغوش نبی سوره تلاوت کردی
بین قنداقه به عالم تو سیادت کردی
گرچه با حال زمین سخت رعایت کردی
هان «اذا زلزلت الارض» زمین می لرزد
وصله ی کفش تو به عرش برین می ارزد
خاک در زیر قدم های تو آذین دیده است
با تو قلب نبی و فاطمه تسکین دیده است
بارها جنگ ، تو را مرد نخستین دیده است
نه به یکبار که بسیار که چندین دیده است
ذوالفقارت به خدا هوش بصیرت برده
هفت نسل از عدویت دیده به گردن خورده
تو به شمشیر خودت درس بصیرت دادی
درس جنگاوری و رزم و رشادت دادی
نخل ها را به شب و نافله عادت دادی
عادت گریه و تسبیح و عبادت دادی
هیبت اللهی و بر ضعف بدن می گریی
نکند جای خودت بر دل من می گریی؟

مجید لشکری


#حیدر #شهید_محراب #غدیر #نجف #شیعه #سنی
#کربلا #مولا
دیدگاه ها (۴)

شهدا فهمیده بودند که مهم نیست چه کسی تو را ببیند؛مهم این است...

من احتمالا برگشتم؟ همسایمون سگمو تو پارکینگ دیده بود و کلی س...

عاشقانه های شبنم

🩵🤍 چشم‌هایت رادر رؤیاییکه پایان نداشت،دیده‌ام...پناهِ روشنِ ...

بعضیا انقدر درگیر زندگی بقیه‌ان که آدم واقعاً دلش می‌سوزه؛ چ...

_«درِ سیزدهم» 🗝️🕯️جنا دست پاندورا را محکم گرفت.«باید بریم.»ا...

دیدی دلم جام باده‌ست، اما لبی تر نکردیصدها غزل گفتم از تو، ب...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 9️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ صورتش هیچ تغییری ...

❤️نمک سنتی(نمک دریا )❤️ توصیه ی دیگر ما عوض کردن نمک خوراکی ...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ³²...𝑐𝒉𝑎𝑠𝑒..~𝖈𝖍𝖆𝖘𝖊~جِما چند ثانیه با ناباوری نگاهش کرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط