{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جگری شعله شد و سوخت و خاکستر شد

جگری شعله شد و سوخت و خاکستر شد
شمع خاموش شد از باد و گلی پرپر شد
باز هم زهر نشست و بدنی گشت کبود
باز یاسی به زمین ریخت و نیلوفر شد
مو سفیدی به زمین خورد و به او خندیدند
پیرمردی ز نفس ماند و کمانی تر شد
خانه ي سوخته را بار دگر سوزاندند
باز تکرار غم آتش و دود و در شد
همه بر مرکب و من در پی شان روی زمین
بین این آه فقط ناله ی من مادر شد
دست من بسته و از داغ غمت افتادم
یاد دستت که به دنبال علی پرپر شد
یاد دستان یتیمی که به امید پدر
بین زنجیر ترک خورد و کمی لاغر شد

***
گوشواره ، گل سر رفت ز یادش اما
در عوض روضه ی او غارت انگشتر شد
دیدگاه ها (۱)

بغضِ غریبی گلوی عالم را می‌فشارد و سنگینی داغی جان سوز بر ...

ديده ها تا به ابد در غمتان گريان است اشک روز و شب ما موهبت ي...

چنان پيچيده در ناى زمان فرياد يا زهرا که داده خرمن هستى ما ب...

وقتی امام زمان (عج) به دیدار شیعیان خود می رود! مرحوم آیت ال...

طــــراحـــــــ مــــــــــــاه کـــــــــــیــــــــه؟ .⊱ ....

خطوط قرمز و لمس‌های ممنوعه (۲)

✦ اولین گناه ✦✧ رمانی از خون، جادو و انتقام ✧❖ شخصیت‌های اصل...

🏴شهادت حضرت امام جعفر صادق عليه السلام را محضر شریف امام عصر...

عــاقبت آه کشیــدم نفس آخـر را نفس سوخته از خاطره ای پرپر ر...

عــاقبت آه کشیــدم نفس آخـر رانفس سوخته از خاطره ای پرپر رار...

عــاقبت آه کشیــدم نفس آخـر رانفس سوخته از خاطره ای پرپر رار...

شهادت امام باقر(ع) تسلیت باد▪ ️عاقبت آه کشیدم نفسِ آخـر رانف...

تقدیم به کریم ابن کریم آقا قاسم ابن الحسن علیه السلامبا نقاب...

شعر شهادت امام صادق پیرمردی بین آتش از نوا افتاده استرهبری ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط