{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شعر شهادت امام صادق

شعر شهادت امام صادق
پیرمردی بین آتش از نوا افتاده است

رهبری تنها میان کوچه ها افتاده است

با رخی نیلی به یاد مادرش فریاد زد

ماجرای کوچه بهرم خوب جا افتاده است

ضرب سیلی جای خود اما امان از حرف بد!

پور زهرا گیر مردی بی حیا افتاده است

دست بسته،مو پریسان،صورتش خاکی شده

با دلی پرغصه یاد کربلا افتاده است

دست بر زانو فقط میگفت: یازینب مدد

یاد آتش سوزیِ آن خیمه ها افتاده است

باز هم او مرد بودو هر دو دستش باز شد

یاد دسته بسته و شام بلا افتاده است

درد زینب این بُوَد در کل تاریخ بلا

کِی چهل منزل سر از پیکر جدا افتاده است

بنت حیدر دیدو کاری بر نمی آمد ز او

راس سلطان از سر نی زیر پا افتاده است

بی جهت سقا به نی سر برنمی گرداند چون

چشم نا محرم به ناموس خدا افتاده است

شاعر :قاسم نعمتی
رفقا حلال کنن
یه بند روضه

یا جعفربن محمد صادق{ع}

کشید بند طناب و شما زمین خوردی
شبیه مادرتان بی هوا زمین خوردی

تمام آینه ها ناگهان ترک خوردند
مگر چقدر شما با صدا زمین خوردی؟

چه عاشقانه سر کوچه ی بنی هاشم
به یاد حضرت خیرالنساء زمین خوردی

شتاب مرکب و زانوی خسته باعث شد
طی مسیر، شما بارها زمین خوردی

صدای ناله ی زهرا مدینه را لرزاند
به دست بسته،غریبانه تا زمین خوردی

دلت شکست وبه یاد رقیه افتادی
خودت برای رضای خدا زمین خوردی
دیدگاه ها (۲)

★彡   Part 35 彡★ مردی سراسیمه وارد اتاق شد."قربان باید بریم."...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 9️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ صورتش هیچ تغییری ...

『 #Dark Fantasy Romance 』 The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پ...

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : twenty sixویوی جونگ کوک :نمیدونم...

داستان خانواده گسکویین اشک هر مردی رو در میارهداستان کامل خا...

خطوط قرمز و لمس‌های ممنوعه (۲)

سناریو مایکی{جنگل چشمات}مرد از دور اونو دید و یخ ابروش انداخ...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت15ویو اتبوی ضد...

سایه‌های کلاغپارت سی‌وهفتم | اعتراف آخرسکوت کلبه، از صدای گل...

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ¹⁹صبح، جنگل آرام‌تر از همیشه بود. صد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط