{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تقدیم به کریم ابن کریم آقا قاسم ابن الحسن علیه السلام

تقدیم به کریم ابن کریم آقا قاسم ابن الحسن علیه السلام

با نقاب بسته هم محشر کند ابروی تو

یک حرم دل دلربا سرگشته ی گیسوی تو

تا صدای ناله آمد که عمو مردم بیا

همچنان باز شکاری تاختم رو سوی تو

از سر زین گو چگونه بر زمین افتاده ای

جای نیزه از دو سو پیداست بر پهلوی تو

از سر مرکب زدم دست عدوی بی حیا

تاکه دیدم بین مشتش کاکل گیسوی تو

جنگ مغلوبه شده مادر نگهدارت بود

میرسد تنها ز زیر سم مرکب بوی تو

پا مکش بر خاک کاری بر نمی آید ز من

میزنی پرپر خجالت میکشم از روی تو

تا نریزد جسمت از لای کفن بنگر زنم

یک گره آرام بین ساق پا تا زانوی تو
دیدگاه ها (۱)

متوسل شده ام ...تا که بیایم به حرمنکند بند دخیلم ...گره اش م...

کربلا یعنی ره سرگشتگی کربلا تفسیر زخم و تشنگی کربلا یعنی ز د...

مهم مهم مهم مهم مهم مهم مهم مهم مهم مهم مهم مهم مهم مهم مهم ...

من رزق محـــرم از رضـــا میخواهماز دست تو ایــــوان طلا میخو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط