{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تصور کن وقتی ...

وقتی دراز کشیدی داری گوشی نگاه می‌کنی که تصادفی پیراهنت بالا رفته و شکمت تو دیده ...
#نامجون : ( متوجه شکمت میشه )
هی تو !
ا/ت : هممممم ؟؟
مونی: وقت کردی یه نگاه به جلوت بنداز . :/
ا/ت : جان ؟؟ ( به شکمت خیره میشی ) خا تو نگاه نکن ... الان درستش میکنم .
مونی: هعی‌‌ !
#جین : ( در حال خوردن )
ا/ت : ( ولو شدی رو مبل ) هاه خدا .
جین : ( متوجه میشه و خوردنش متوقف میشه )
ا/ت : ( یهو چشت بهش میخوره ) آمم ... به چی زل زدی ؟
جین: ها ؟ چی ؟ ... اهم ... هیچی .
ا/ت : واستا ... ( شکمتو نگاه کردی ) ای منحرف چشاتو درویش کن !
جین: ( خنده شیشه پاک کنی )
ا/ت : نخند ... حواسم نبود خو .
#شوگا : ( رو تخت دو نفرتون خوابیدین ) کی میخوای گوشیتو خاموش کنی ؟ خوابم میاد -_-
ا/ت : صبر کن رئیسمون یه چیزی داده . بزار اینور برگردم . ( شکمت پیدا شد )
شوگا : ( خجالت کشید ) ا ... ا/ت !
ا/ت : بله ؟
شوگا : میتونی پتو سرت بگیری ؟ •-•
ا/ت : چطور ؟
شوگا : خیلی سردت نیست ؟
ا/ت : آره اما از کجا ... وای خدا ! °-° ببخشید یونگی الان درستش میکنم . ×_×
شوگا : ( خنده شوکولاتی‌‌ ~-~ )
#جیهوپ : چرا عصبی هستی ؟ دوستت چیزی گفته ؟
ا/ت : آره . -_- اون همیشه خودشو برتر می‌دونه . آخه من چیکار به کارش دارم .
هوپی: بزار حلش کنم . ( شروع به قلقلک دادن •-• )
ا/ت : ( ㅋㅋㅋㅋ خنده ) نکنننن !!!! XD ( شکمت معلوم شد )
هوپی : ( متوجه شد اما اهمیتی نداد ) حالا بهتری ؟ :)
ا/ت : آره :) ... اما ... ای وای ! نگاه نکن ...
هوپی : ( خنده :) ) باشه خوشگل خانم ‌. :)
#جیمین : ( جیمین مست کرده ) اوخخخخخ ... نباید مست میکردم .
ا/ت : من که بهت گفتم . :/ ( مثل سوسولا‌‌ قهر می‌کنی و طوری می‌شینی که پیراهنت بالا می‌ره )
موچی‌‌‌ : ( متوجه میشه ) ا/ت میدونستی جریان الکتریکی توی پاهام جریان داره ؟
ا/ت : تو مستی خوب چرت میگیا ! خو که چی ؟ -_-
موچی‌‌‌ : اوکی هر چی خودت خواستی . ( پای سردشو رو شکمت گذاشت °_° )
ا/ت : ووییییییی !!! یخیدممممم!!! (>▂<)
موچی‌‌‌ : ببین درست گفتم .
ا/ت : ( وحشی شدی ! :/ ) جیمینااااااااااااا !!!!!!!
موچی: ای واااااییییی ! غلط کردم .
( و دور خونه در ۸۰ ساعت دویدین XD )
ادامش از دو تای دیگه ! 🤣
#بی_تی_اس #طنز
دیدگاه ها (۶)

💜 پارت اول | شبی که همه‌چیز شروع شد صدای موسیقی کل بار رو پر...

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۵از خواب بیدار شدم دیدم جین ...

P26عروس فراری ..ا/ت صبح که بلند شد دید ریندو نیست و حتما پای...

موضوع: وقتی از دستمون عصبانی هستن و ما یهو میبوسیمشون.ایساگی...

Forbidden love③ا/ت: یعنی چی بدن خودمه و هر لباسی دلم بخواد م...

(دلداده) ویو جونگکوک با جیمین از پاساژ زدیم بیرون و رفتیم به...

پارت سوم | «قرار نیست برم»ا/ت گوشی را از روی میز برداشت.— چر...

True Love②⑨شب تهیونگ: ببخشید مزاحم شدم م.ب:این چه حرفیه خوش ...

ریاکشن پارت ۲

𝕄𝕌𝕊𝕀ℂ🎶𝙿𝙰𝚁𝚃 𝟻| چرا ناراحتی؟صبح روز بعد، حیاط دانشگاه شلوغ‌تر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط