{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتمش دل میخری؟

گفتمش دل میخری؟
پرسید چند..
گفتمش دل مال تو تنها بخند
خنده ای کرد و دل ز دستانم ربود..
تا به خود من آمدم او رفته بود..
دل ز دستش روی خاک افتاده بود
جای پایش روی دل جا مانده بود....
دیدگاه ها (۰)

افتاده در چشم تو صاف

دوش در آیینه  مه  نقش سیمای تو دیدمماه را روشن تر از هر شب ز...

وقتی لب تو خنده زد

تک پارتی✨«فقط یک خواب بود»دو شب از رفتن همسرش گذشته بود.دو ش...

فردا فردا کردن

پارت ۲۰: طلوع دوباره (پایان)تهیونگ با احتیاط، جوری که انگار ...

#ابر می‌بارد و من می‌شوم از #یار جداچون کنم #دل به چنین روز ...

با پایِ دل ...قدم قدم😢راهی میشم سمت حرمبه عشقِ گنبد طلات🕌باز...

پارت ۲۸ | پنج قدمصدای قدم‌ها نزدیک‌تر شد.تق... تق... تق...پن...

Part.5#مرد-منچند دقیقه گذشت. لیانا لیوان چای رو توی دستش می‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط