تقدیم به امام صادق علیه السّلام

تقدیم به امام صادق علیه السّلام
بسم الله الرّحمن الرّحیم

شدی شهید ولی پیکر تو دست نخورد
میان معرکه ی خون سر تو دست نخورد

اگرچه در اثر زهر می زدی پــر و بال
ز تیر و نیزه به بال و پر تو دست نخورد

هزار شکر، به پیراهن و عبای شما
برابر نگه خواهر تو دست نخورد

اگرچه دست تو شد بسته با طنابِ ستم
به نقش آیه ی انگشتر تو دست نخورد

سه بار تیغ به رویت کشیده شد ، امّا
به مُصحف بدن اَطهر تو دست نخورد

نفس نفس زدنت سخت شد ولی آقـــــا
به ضرب تیغِ کسی ، حنجر تو دست نخورد

کسی ندید جسارت شود به ناموست
دگر به زینتیِ دختر تو دست نخورد

غروب روز دهم بود ، عمّه ات می گفت:
رقیّه حرف بزن ، معجر تو دست نخورد ؟؟؟
دیدگاه ها (۱)

𝖕𝖆𝖗𝖙7دود، مثل ماری خاکستری، در راهروها می‌خزید. مارال با پدر...

پارت اول: «معامله در سایه‌ها»عمارت سنگی در دل مه و باران ملا...

#حضرت_علی_اصغر #شب_هفتم_محرملرزه بر دست من و پیکر تو میلرزدو...

دل پر از زخم ، نفس زخم ، رگ حنجر زخمگوشه ای درته گودال لب حن...

تنها امام سامره تنها چه میکنی؟در کاروان سرای گداها چه میکنی؟...

یا امام هادی(ع)...تنها امام سامره تنها چه می کنی؟در کاروان س...

انا کلب رقیه:لبیک یا محسن بن علیاسم تو بال و پر ماست مدد یا ...

کمی مراعاتش کن مویش شکستنی استشبیه مادرمان پهلویش شکستنی است...

.#😢 💔 .چون جام زهر... غریبانه سر کشیدفریاد زد خدا و... عبا ر...

در سایه‌ی مژگانِ تو گیرم که بمیرماز شوقِ دو چشمانِ تو سیرم ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط