خوش برآمد آن گل صَدبرگ من

خوش برآمد آن گل صَدبرگ من
سبزتر شد سبزه زارم اندکی

صُبحدم آن صبح من زد یک نفس
زان نفس من برقرارم اندکی...

#مولانا
دیدگاه ها (۱)

حال خوب

در جشن طلوع صبح در باغ وجودآن گل ڪه به روے صبح خندید، تویے !...

یا علی رفتم بقیع اما چه سود هر چه گشتم فاطمه آنجا نبودیا علی...

هر صبح که از خواب بیدار می‌شوی🌻🍃در نظر بیاور چه سعادتی‌ستزند...

دريای شور انگيز چشمانت چه زيباست آن جا كه بايد #دل به دريا ز...

و مولانا لبخند زد و آهی از دلِ آگاه کشید:«چه زیبا گفتی، شمس ...

یک دشت پر از گلهای سرخ عاشق تقدیم تو باد الهه عشق من

ادامه پارت ۷جیمین قدمی جلو آمد. «تو پدرمون رو کشتی.»اتاق ساک...

افتاده در چشم تو صاف

شاگرد گفت:«استاد، وقتی همه‌چیز برخلاف خواسته‌ام پیش می‌رود، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط