{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۲۴

پارت ۲۴

رفتی و کنارش نشستی و بغلش کردی . اونم همین کار رو کرد و گریه اش شدید تر شد
- چرا باید با من این کار رو می کرد ؟ چرا به جای اینکه بهم کمک کنه با از دست دادن دو نفر از آدمای زندگیم کنار بیام ، خودش شد سومین نفری که ترکم کرد؟ چطور تونست انقدر بی رحم باشه؟
محکم تر از قبل بغلش کردی
+ میدونی بعضی وقتا که توی بدترین شرایط ممکنی،وقتی که هیچ کس کنارت نیست، فکر میکنی بازم یه نفر رو داری که کمکت کنه تا از اون اوضاع داغون خارج بشی . ولی ... وقتی که توقع محبت و دلداری و کمکش رو داری، خیلی عوض میشه . جوری ترکت میکنه که باورت نمیشه اون آدم همون کسی بوده انقدر بهش اعتماد داشتی و بهترین آدم زندگیت بوده . اون میره و تو میشی تنها ترین ادمی که وجود داره
از خودت فاصله اش دادی و توی چشم هاش نگاه کردی
+ ولی بعد از یه مدت دیگه باید فراموشش کنی . هرچقدرم که سخت باشه ، این بهترین کاریه که میتونی انجام بدی . پس لطفا سعی کن دیگه هیچ وقت برای اون ویلیام ، گریه نکنی و ناراحت نشی
النا سرش رو تکون داد و با دستمال اشک هاش رو پاک کرد
- باشه . مطمئن باش دیگه هیچ وقت همچین اتفاقی نمیوفته
بعد از چند لحظه خندید . البته خیلی تلخ
- فکر کنم تو هم سر موردی مثل این ضربه بدی خوردی
+ آره خیلی بد . ولی خب دارم سعی میکنم فراموشش کنم
- خوبه
اون فضای ناراحت و غم زده ، داشت حالت رو بد می کرد برای همین موضوع رو عوض کردی
+ حالا بیا بریم یه چیزی بخوریم . انقدر که سر اون مرده حرص خوردم و اعصابم بهم ریخت ، گرسنه ام شد !
النا دوباره خندید ولی این دفعه مثل همیشه قشنگ بود
- آره موافقم !
دیدگاه ها (۰)

سناریو

چندپارتی جیمین

سلام بچه ها چطورین ؟ خواستم بگم اگر کسی باهاتون بد رفتاری کر...

بانو مون هانا کیه اصلا میگن صداش خیلی خوبه؟ صبر کن یعنی نمید...

★彡   Part 49 彡★ من اینطوری نبودم.هیچ وقت، انقدر که الان هستم...

park Ruby

سناریو سانزو

My lovely neighbor part : 55

این فیک هم به پایان رسید ممنون که حمایتم کردید خیلی دوستتون ...

پارت ۱۷ : خب فکر کنم عاشقت شدم! will,i fill i love you

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط