{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

داستان کوتاه:دریا باش!!!!

داستان کوتاه:دریا باش!!!!

کودکی که لنگه کفشش را دریا از او گرفته بودروی ساحل نوشت،دریا دزد کفشهای من...مردی که ازدریاماهی گرفته بود ،روی ماسه ها نوشت.دریا سخاوتمندترین سفره هستیموج آمد و جملات را با خود شست .....تنها برای من این پیام را گذاشت کهبرداشتهای دیگران در مورد خودت را ،در وسعت خویش حل کن تا دریا باشی
دیدگاه ها (۳)

تــَصـْـمـیـمـَـم رآ گـِـرفتــﮧ ام ... آنــْـقـَבر כور مـﮯ ش...

از دوستانی ک دنبال کردن و لایک کردن ممنونم♥ مرسی الی جون ♥چو...

ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﯾﻪ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮﯾﯽ ﻭﺍﺳﻪ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﻏﺬﺍ ﻣﯿﺮﻩ ﺳﻠﻒ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ . ﻭﻟﯽﻣﺴﺘﻘ...

داستان کوتاه :داستان درباره کوهنوردی ست که می خواست بلندترین...

جین با نگاه به خانه گفت:«خب... من فقط امیدوارم این یکی از او...

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 122✦...................

کودکی که لنگه کفشش را دریا از او گرفته بودروی ساحل نوشت ، در...

کودکی که لنگه کفشش را دریا از او گرفته بودروی ساحل نوشت دریا...

کودکی که لنگه کفشش را دریا از او گرفته بودروی ساحل نوشت دریا...

کودکی که لنگه کفشش را امواج ازاو گرفته بود روی ساحل نوشت:دری...

✅ کودکی که لنگه کفشش را دریا از او گرفته بود، روی ساحل نوشت:...

کودکی که لنگه کفشش را دریا از او گرفته بود ؛روی ساحل نوشت :د...

کودکی که لنگه کفشش را امواج ازاو گرفته بود روی ساحل نوشت: د...

كودكي كه لنگه كفشش را امواج از او گرفته بود روي ساحل نوشت:در...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط