{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کودکی که لنگه کفشش را دریا از او گرفته بود ؛

کودکی که لنگه کفشش را دریا از او گرفته بود ؛

روی ساحل نوشت :

دریا دزد کفشهای من...

مردی که از دریا ماهی گرفته بود ،

روی ماسه ها نوشت:

دریا سخاوتمندترین سفره هستی...

موج آمد و جملات را با خود شست...

تنها برای من این پیام را گذاشت که ؛

برداشتهای دیگران در مورد خودت را ، در وسعت

خویش حل کن تا دریا باشی...
دیدگاه ها (۱)

باران كه ببارد با تمام وجود زمزمه ات خواهم كرد.با تمام وجود ...

زندگی قافیه باران استمن اگر پاییزم و درختان امیدم همه بی برگ...

چه اشتباه بزرگی ستتلخ کردن زندگیمانبرای کسی که در دوری ماشیر...

خب معلومه؟؟؟؟؟

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط