{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کودکی که لنگه کفشش را دریا از او گرفته بودروی ساحل نوشت

کودکی که لنگه کفشش را دریا از او گرفته بودروی ساحل نوشت
،
دریا دزد کفشهای من
...مردی که ازدریاماهی گرفته بود ،روی ماسه ها نوشت

.دریا سخاوتمندترین سفره هستی

موج آمد و جملات را با خود شست .....

تنها برای من این پیام را گذاشت که
برداشتهای دیگران در مورد خودت را ،در وسعت خویش حل کن تا دریا باشی
دیدگاه ها (۴)

روزهای بدی در زندگی آدم می رسد که هیچ کسی حتی نمی پرسد: " ...

نذر کــَردم سفره ای پهــن کـُنم از حــَـرف های نگفتــه ی د...

هنگامی که تبر به جنگل آمد همه ی درختان یک صدا فریاد زدند: ای...

سلام ببین این اسمش دله ! اگر قرار بود بفهمه که فاصله یعنی چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط