{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لبخندی از جنس درد❤️‍🩹

لبخندی از جنس درد❤️‍🩹



ویو آسا:
سلام من آسا هستم و با هفتا برادرام زندگی میکنم من مشکل قلبی و تنفسی دارم اما داداشام اینو نمی‌دونم رفتار اونا با من عادیه یعنی بد رفتاری نمیکنن اما هیچ وقتم لوسم نکردن من از بچگی کلاس کاراته و رقص میرفتم و الان هم کمربند مشکی دارم همم رقاص حرفه ای هستم اما اونا خیلی بهم سخت میگیرن الان من دارم برای دهمین بار روی یه رقصی کار میکنم تا خوب یادش نگرفتم داداش جیهوپ اجازه ی استراحت بهم نمیده برای بار دهم دنسو رفتم تا اینکه بلاخره تونستم درست انجامش بدم داداش جیهوپ گفته بود صداش کنم
-داداش داداش
هوپی. بله
-تونستم یادش بگیرم
هوپی. برو ببینم
(براش رفت)
هوپی. خوب بود اما هنوزم ایراد داری چند دور دیگه تمرین کن بیام ببینم
-اما داداش میشه یکم استراحت کنم
هوپی. نه نمیشه باید اینو یاد بگیری
-هوف باشه
هوپی. بدو
-حدود یازده بار دیگه رفتم تا اینکه دیگه کاملا روش حرفه ای شدم اما هم تپش قلبم زیاد شده بود همم نفسم در نمیومد اما نباید چیزی بروز میدادم نباید اونا بفهمن داداشمو صدا کردم تا بیاد و ببینه
هوپی. خوب منتظرم
-(به صورت بی نقصی براش اجرا کرد)
هوپی. خوبه آفرین الان دیگه میتونی بری تو اتاقت برو یه دوش بگیر
-چشم
ویو آسا :
رفتم تو اتاقم و مستقیم رفتم تو حموم دوش آب سرد گرفتم و اومدم بیرون رو تختم ولو شدم دستو و پام اینقدر درد میکرد که حس میکردم الانه که از درد بیهوش شم می‌خواستم یکم بخوابم خستگیم در بره که دیدم داداش جونگکوک از پایین صدام می‌کنه
-بله داداش
کوک. بیا پایین
-بله بفرمایید
کوک. لباساتو عوض کن بیا پایین (پایین خونشون باشگاه هست) یکم بوکس کار کنیم
-میشه برای بمونه برای فردا یا چند ساعت بعد چون که از صبح داشتم رو یه دنس کار میکردم الان خیلی خستم
کوک. به من ربطی نداره اینقدرم تنبل بازی در نیار
-چشم لباسامو عوض کنم بیام
کوک. عجله کن
-واقعا داشتم میمردم خیلی حالم بد بود از درد داشت گریم می‌گرفت اما داداش جونگکوک قبول نکرد و گفت باید همین الان برم پایین منم مجبور شدم برم و لباس ورزشی بپوشم برم پایین پیشش



ادامه دارد...
دیدگاه ها (۲۶)

Iove and the moonPart17با کلی خجالت پابه فرار گذاشتم وای ای...

عاشق part¹ویوات :  از خواب بیدار شدم کوک نبود الان دیگه ظهر ...

چندپارتی وقتی تو مافیایی و اونا رو می دزدی:)پارت15درد داشت و...

فیک کوک فصل ²پارت ⁶ویو لناقرار بود امشب من کوک رو بعد از مدت...

پارت پنج

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part51چون مامانم واسه شام صدام زدرفتم شام و ب...

bts

#برادر ناتنی من

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)Part:15ا.ت:اره بیا بشین ........

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط