ترکش عشق The Arrows Remnant

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)
Part:15
ا.ت:اره بیا بشین
......
از خواب بیدار شدم که کوک داشت اماده میشد حالم بد بود یه حسی بهم میگفت باید برم بیمارستان پس
ا.ت:جونگ کوک
کوک:هوم
ا.ت:خب امروز میخوام برم بیمارستان
کوک:برای چی
ا.ت:حالم زیاد خوب نیست
کوک:اوک
ا.ت:ممنون
بدون جواب دادن رفت بیرون که باز گرفتم و خوابیدم
......
به موهام شونه کشیدم و گوشیمو برداشتم و رفتم بیرون راه افتادم سمت بیمارستان بعد چند مین رسیدم رفتم داخل نوبت گرفتم که بعد چند نفر نوبتم شد و رفتم داخل همه چیو توضیح دادم که چند تا آزمایش نوشت و بعد انجام ازمایشا جواب اومد برگه جواب آزمایشو دادم به دکتر
دکتر:اوه تبریک میگم خانم ا.ت شما باردارین
ا.ت:چی
دکتر:شما باردارین
نه امکان نداره نمیشه اخه
ا.ت:م ممنون
و اومدم بیرون الان باید چیکار کنم لعنتی حس عجیبی دارم دلم نمیخواد سقتش کنم باید به کوک بگم ولی میترسم هوفف
....
کوک:رفتی بیمارستان
ا.ت:ها اره
کوک:هوم باشه
چطوری باید بهش بگم لعنتی اگه نخوادش چی اون موقع باید چیکار کنم......

«عشقی در حصارِ درد.»
دیدگاه ها (۲۵)

Forbidden love⑨حالم خیلی بد بود چشمام پر از اشک شده بود و دس...

True Love②④ا/تا/ت: امیدوارم دیگه هیچوقت نبینمت تهیونگ: مراقب...

دختر تنها {2}

رمان هکر کوچولوی من پارت دوم

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

که یهو رستوران منفجر شدکوک دست ا. ت رو گرفت و آز رستوران خار...

P9 . PRISAN MAFIA.

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋𝟞: زیر آسمان سئولساعت نزدیک هشت شب بود.ا/ت ط...

تکپارتی جونگ کوک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط