⋆ آسمان چشم او آیینه کیست، آن که چون آیینه با م
⋆ آسمان چشم او آیینه کیست، آن که چون آیینه با من روبرو بود.
درد و نفرین درد و نفرین بر سفر باد. سرنوشت این جدایی دست او بود.
من گلی پژمرده بودم، گر تو را صد رنگ و بو بود. ای دلت خورشید خندان، سینه تاریک من، سنگ قبر آرزو بود.
درد و نفرین درد و نفرین بر سفر باد. سرنوشت این جدایی دست او بود.
من گلی پژمرده بودم، گر تو را صد رنگ و بو بود. ای دلت خورشید خندان، سینه تاریک من، سنگ قبر آرزو بود.
- ۴.۳k
- ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط