part ²
part ²
ویو ات : آنقدر خورده بودم که کاملا بیهوش بودم
ویو ی هانا : ات آنقدر خورده بود که بیهوش بود منم فقط هوشیار بودم نتونستم اصلا تکون بخورم
ویو ی جونگکوک: ی نگاهی کردم بهشون دیدم اون دختره که چشمم رو گرفته بود کاملا بیهوشه دوستش هم معلوم بود مسته مسته به بادیگاردم گفتم اون دختره که اونجاست ( داره ات رو میگه) رو بیارش تو ماشین برام که یهو تهیونگ گف: اون دختره بد چشمتو گرفته ها بهش گفتم: خفه شو
گف: باشه حالا عصبی نشو پاشو بریم دیگه
یو هانا: دیدم ی مرد غول پیکر ات رو برد از شانس عنم منم زورم بهش نرسید اصلا انقدر مست بودم تار میدیدم بعدش هم بیهوش شدم
ویو ی ات: بیدار شدم دیدم توی ی اتاق هستم که اصلا نمیدونن کجاست که یهو ی مرد آمد داخل که ی دستش تمام تتو بود بهم گفت : بلاخره بیدار شدی؟ گفتم : شما کی هستید برای چی منو آوردید اینجا؟
که گفت : فقط من اینجا ازت سوال میپرسم منم خیلی ترسیده بودم اصلا نمیدونستم کیه
ویو ی جونگکوک: بعد یزره حرف زدن باهاش دیدم ترسیده بهش گفتم : از این به بعد تو خدمتکار شخصی منی
که گفت : اصلا تو کی هستی که بهم اینجوری میگی ؟ منم گفتم جعون جونگکوک بله اسم من تو کل کره بود همه منو میشناختن که یهو خیلی زیاد ترسید منم بهش ی پوزخند زدم که داد زدم: اجومااا بیا قوانین رو برای لین توضیح بده بعدش هم رفتم به تهیونگ گفتم که آمار کل زندگیش ( زندگی ات) رو برام دربیاره انگار دختره خوبی بوده تا حالا هم یدونه دوست پسر نداشته ولی انگار کل مدرسه اونو میخواستن یلحضه عصبی شدم ولی بعدش سریع آروم شدم
ویو ات: ی خانم آمد گفت : عزیزم اسمت چیه؟ گفتم ات گفت بزار براتی ی توضیح کوچولو بدم خب تو خدمتکار شخصی ارباب هستی گفتم ارباب کیه؟ گفت جونگکوک پلی هیچ وقت نباید به اسم کوچیک صدا بزنی باید بگی بهش اربابا خب بزار برات قانو هارو بگم
قانون ¹ حق نداری بدون اجازه اش بری بیرون
قانون ² حق حرف زدن با هیچ مردی یا پسری رو نداری
قانون شماره ³ هیچوقت نباید توی کار هلش دخالت کنی
قانون ⁵ هروقت ارباب صدات کرد باید سریع بری پیشش تا عصبانی نشه
قانون ⁶ اگه مریض بشه یا تیر بخوره یا .... تو باید ازش مراقبت کنی
و قانون ⁷ اگه یکی از این قانون هایی که گفتم رو زیر پا بذاری ارباب خیلی خشن تنبیهت میکنه
منم دیگه زبونم بند آمده بود با لکنت گفتم: ب..ا ..ش..ه
ولی اجتماعی ی چیز رو یادم رفت اکه ازش بترسی تنبیهت میکنه
ویو ات
دیگه خسته شدم بقیه اش برای فردا
.
.
.
بیا پایین تر!
.
.
.
ی لایکمون نشه؟🥺💘
ویو ات : آنقدر خورده بودم که کاملا بیهوش بودم
ویو ی هانا : ات آنقدر خورده بود که بیهوش بود منم فقط هوشیار بودم نتونستم اصلا تکون بخورم
ویو ی جونگکوک: ی نگاهی کردم بهشون دیدم اون دختره که چشمم رو گرفته بود کاملا بیهوشه دوستش هم معلوم بود مسته مسته به بادیگاردم گفتم اون دختره که اونجاست ( داره ات رو میگه) رو بیارش تو ماشین برام که یهو تهیونگ گف: اون دختره بد چشمتو گرفته ها بهش گفتم: خفه شو
گف: باشه حالا عصبی نشو پاشو بریم دیگه
یو هانا: دیدم ی مرد غول پیکر ات رو برد از شانس عنم منم زورم بهش نرسید اصلا انقدر مست بودم تار میدیدم بعدش هم بیهوش شدم
ویو ی ات: بیدار شدم دیدم توی ی اتاق هستم که اصلا نمیدونن کجاست که یهو ی مرد آمد داخل که ی دستش تمام تتو بود بهم گفت : بلاخره بیدار شدی؟ گفتم : شما کی هستید برای چی منو آوردید اینجا؟
که گفت : فقط من اینجا ازت سوال میپرسم منم خیلی ترسیده بودم اصلا نمیدونستم کیه
ویو ی جونگکوک: بعد یزره حرف زدن باهاش دیدم ترسیده بهش گفتم : از این به بعد تو خدمتکار شخصی منی
که گفت : اصلا تو کی هستی که بهم اینجوری میگی ؟ منم گفتم جعون جونگکوک بله اسم من تو کل کره بود همه منو میشناختن که یهو خیلی زیاد ترسید منم بهش ی پوزخند زدم که داد زدم: اجومااا بیا قوانین رو برای لین توضیح بده بعدش هم رفتم به تهیونگ گفتم که آمار کل زندگیش ( زندگی ات) رو برام دربیاره انگار دختره خوبی بوده تا حالا هم یدونه دوست پسر نداشته ولی انگار کل مدرسه اونو میخواستن یلحضه عصبی شدم ولی بعدش سریع آروم شدم
ویو ات: ی خانم آمد گفت : عزیزم اسمت چیه؟ گفتم ات گفت بزار براتی ی توضیح کوچولو بدم خب تو خدمتکار شخصی ارباب هستی گفتم ارباب کیه؟ گفت جونگکوک پلی هیچ وقت نباید به اسم کوچیک صدا بزنی باید بگی بهش اربابا خب بزار برات قانو هارو بگم
قانون ¹ حق نداری بدون اجازه اش بری بیرون
قانون ² حق حرف زدن با هیچ مردی یا پسری رو نداری
قانون شماره ³ هیچوقت نباید توی کار هلش دخالت کنی
قانون ⁵ هروقت ارباب صدات کرد باید سریع بری پیشش تا عصبانی نشه
قانون ⁶ اگه مریض بشه یا تیر بخوره یا .... تو باید ازش مراقبت کنی
و قانون ⁷ اگه یکی از این قانون هایی که گفتم رو زیر پا بذاری ارباب خیلی خشن تنبیهت میکنه
منم دیگه زبونم بند آمده بود با لکنت گفتم: ب..ا ..ش..ه
ولی اجتماعی ی چیز رو یادم رفت اکه ازش بترسی تنبیهت میکنه
ویو ات
دیگه خسته شدم بقیه اش برای فردا
.
.
.
بیا پایین تر!
.
.
.
ی لایکمون نشه؟🥺💘
- ۱۱.۰k
- ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط