اگه یه روز نبودم، با دیدن بارون، ماه، قهوه ، و صدای پیانو، پیشی؛ یاد من بیوفت🐈'

در خیالات خودم در زیر بارانی که نیست
میرسم با تو به خانه از خیابانی که نیست!
مینشینی رو به رویم خستگی در میکنی...
چای میریزم برایت توی فنجانی که نیست؛
باز میخندی و میپرسی که حالت بهتر است؟
باز میخندم که خیلی گرچه میدانی که نیست؛
شعر میخوانم برایت واژه ها گل میکنند؛
یاس و مریم میگذارم توی گلدانی که نیست!
چشم میدوزم به چشمت، میشود آیا کمی
دست هایم را بگیری بین دستانی که نیست؟
💘.🦋.🍓
دیدگاه ها (۱۹)

‍ در خیالات خودم در زیر بارانی که نیستمیرسم با تو به خانه، ا...

در خیالات خودم،زیر بارانی که نیست،میرسم با تو به خانه در خیا...

در خیالات خودم در زیر بارانی که نیستمیرسم با تو به خانه،از خ...

در خــیــالات خـــودم در زیـــر بـارانـی کـه نـیـســت . . . ...

در خیالات خودم در زیر بارانی که نیستمیرسم باتو به خانه،از خی...

در خیالات خودم, در زیر بارانی که نیستمی رسم با تو به خانه، ا...

در خیالات خودم در زیر بارانی که نیست...میرسم با تو به خانه ا...

در خیالات خودمدر زیر بارانی که نیست...میرسم با تو به خانهاز ...

در خیالات خودمدر زیر بارانی که نیست...میرسم با تو به خانهاز ...

در خیالات خودم، در زیر بارانی که نیست میرسم با "تو" به خانه،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط