معجزه عشق
معجزه عشق
پارت ۸
جونگکوک:برای تو خیلی گستاخیه که با من اینجوری حرف بزنی
لوکاس پوزخند ریزی زد
لوکاس:همه چی تغییر کرده جئون نباید سعی کنی از حدت بگذری
جونگکوک:البته که تغییر کرده اما چی یه جوجه گنگستر که حالا بزرگ شده
چشمش رو از من برنداشت همونجوری بهم زل زده بود انگار داشت تک تک اجزای صورتم رو دید میزد
لوکاس:جئون این جوجه ممکنه سرتو به باد بده
جونگکوک:برای همینه که از ترسش نگام نمیکنه
لوکاس پوزخندی بهم زد من هنوز با چشمای گشاد خیره بهش بودم
لوکاس:خیلی حاضرجوابی
جونگکوک:برام مهم نیست توعه جوجه تبدیل به چه بچه کونی ای شدی سرت تو کار خودت باشه تا از خودت محافظت کنی..
لوکاس:و اگر نکنم؟تو میخوای جلومو بگیری مطمئنا که برا اینکارا پیر شدی
جونگکوک دستش رو وارد جیب کتش کرد
جونگکوک:میخوای امتحانش کنی؟
لوکاس:هوممم بستگی داره حریفم کی باشه فعلا میخوام از جشن لذت ببرم
جونگکوک دستم رو گرفت و من رو کشوند دنبال خودش اما من هنوز به لوکاس خیره بودم اون روی صندلی کنار تهیونگ نشست و من روبروش ایستاده بودم
جونگکوک:بشین
با چشماش به پاش نگاه کرد
من هنوز درد داشتم و بدنم درد میکرد
تهیونگ کنارمون بود با دختر های که وضعیتشون چندان فرق زیادی با من نداشت
به چشماش زل زدم با یادآوری بلایی که سرم آورده بود به اجبار روی پاش نشستم که مشغول ناز کردن موهای صورتیم شد
با تمسخر گفت
جونگکوک:خوب با مشکلاتت کنار میای نه؟(پوزخند)
ماری:این تاوانیه که بخاطر دختر پدرم بودن باید بدم؟
جونگکوک:حتی فکرشم نکن انقد بهت اسون بگیرم(با صدای اروم و جدی)
ماری:بدتر از این؟
جونگکوک:هممم شک نکن
چشمام بغض شد و یه قطره اشک از چشمم چکید تمام مدت فکر میکرد یکی همش بهم زل میزنم اما هر چقدر دورم رو میدیم کسی نبود
جونگکوک:بهتره تا زمانی که هنوز کامل عروس من نشد حواستو جمع کنی مردای اینجا تشنه ی دختر های ضعیف و غمگینند اگه جرعت کنن پیشنهاد بدن که تو رو در برابر پول داشته باشن ممکنه وسوسه شم تا تو رو بدم بهشون
ماری:اگه قرار بود منو بفروشی همون اول میفروختی خودتم میدونی آدمای اینجا وحشتناکن ترجیح میدی منو واسه خودت نگه داری
جونگکوک:(پوزخند)نکنه فک کردی من بهتر از اونام؟ خیالت راحته چون پیش منی؟
ماری:من اینو نگفتم(لکنت)
جونگکوک:پس چرا این حرفو زدی هوم؟دختر خوبی باشو اشکاتو پاک کن من همیشه انقدر مهربون نیستم
ترجیح دادم چیزی نگم همونجا نشسته بودم و سرم رو پایین انداختم..
پارت ۸
جونگکوک:برای تو خیلی گستاخیه که با من اینجوری حرف بزنی
لوکاس پوزخند ریزی زد
لوکاس:همه چی تغییر کرده جئون نباید سعی کنی از حدت بگذری
جونگکوک:البته که تغییر کرده اما چی یه جوجه گنگستر که حالا بزرگ شده
چشمش رو از من برنداشت همونجوری بهم زل زده بود انگار داشت تک تک اجزای صورتم رو دید میزد
لوکاس:جئون این جوجه ممکنه سرتو به باد بده
جونگکوک:برای همینه که از ترسش نگام نمیکنه
لوکاس پوزخندی بهم زد من هنوز با چشمای گشاد خیره بهش بودم
لوکاس:خیلی حاضرجوابی
جونگکوک:برام مهم نیست توعه جوجه تبدیل به چه بچه کونی ای شدی سرت تو کار خودت باشه تا از خودت محافظت کنی..
لوکاس:و اگر نکنم؟تو میخوای جلومو بگیری مطمئنا که برا اینکارا پیر شدی
جونگکوک دستش رو وارد جیب کتش کرد
جونگکوک:میخوای امتحانش کنی؟
لوکاس:هوممم بستگی داره حریفم کی باشه فعلا میخوام از جشن لذت ببرم
جونگکوک دستم رو گرفت و من رو کشوند دنبال خودش اما من هنوز به لوکاس خیره بودم اون روی صندلی کنار تهیونگ نشست و من روبروش ایستاده بودم
جونگکوک:بشین
با چشماش به پاش نگاه کرد
من هنوز درد داشتم و بدنم درد میکرد
تهیونگ کنارمون بود با دختر های که وضعیتشون چندان فرق زیادی با من نداشت
به چشماش زل زدم با یادآوری بلایی که سرم آورده بود به اجبار روی پاش نشستم که مشغول ناز کردن موهای صورتیم شد
با تمسخر گفت
جونگکوک:خوب با مشکلاتت کنار میای نه؟(پوزخند)
ماری:این تاوانیه که بخاطر دختر پدرم بودن باید بدم؟
جونگکوک:حتی فکرشم نکن انقد بهت اسون بگیرم(با صدای اروم و جدی)
ماری:بدتر از این؟
جونگکوک:هممم شک نکن
چشمام بغض شد و یه قطره اشک از چشمم چکید تمام مدت فکر میکرد یکی همش بهم زل میزنم اما هر چقدر دورم رو میدیم کسی نبود
جونگکوک:بهتره تا زمانی که هنوز کامل عروس من نشد حواستو جمع کنی مردای اینجا تشنه ی دختر های ضعیف و غمگینند اگه جرعت کنن پیشنهاد بدن که تو رو در برابر پول داشته باشن ممکنه وسوسه شم تا تو رو بدم بهشون
ماری:اگه قرار بود منو بفروشی همون اول میفروختی خودتم میدونی آدمای اینجا وحشتناکن ترجیح میدی منو واسه خودت نگه داری
جونگکوک:(پوزخند)نکنه فک کردی من بهتر از اونام؟ خیالت راحته چون پیش منی؟
ماری:من اینو نگفتم(لکنت)
جونگکوک:پس چرا این حرفو زدی هوم؟دختر خوبی باشو اشکاتو پاک کن من همیشه انقدر مهربون نیستم
ترجیح دادم چیزی نگم همونجا نشسته بودم و سرم رو پایین انداختم..
- ۱.۲k
- ۱۲ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط