𝑴𝒀 𝑺𝑨𝑽𝑰𝑶𝑼𝑹

𝑴𝒀 𝑺𝑨𝑽𝑰𝑶𝑼𝑹
P²

قبل از اینکه از کافه خارج بشن ، دختر دستش رو دور بازوی جونگکوک حلقه کرد.

اون حس نزدیکی‌ای که هیچ وقت تجربه نکرده بود .

پسر با شیطنت نگاهش کرد .

سولین سرش رو پایین انداخت .

"اینم جزو نمایشه پس برداشت دیگه ای نکن ."

جونگکوک با خنده سر تکون داد .

"باشه"

با هم از کافه خارج شدن .

__________________

خونه ی سولین ، بزرگ بود .

خیلی بزرگ ...

جونگکوک با حیرت به نقاشی های روی دیوار نگاه می‌کرد.

"تو.... شغلت چیه ؟"

دختر برگشت .

نگاه پسر هنوز روی نقاشی ها بود .

"تا حالا اسم شرکت SVM¹ رو شنیدی ؟"

"مگه میشه نشنوم . خیلی شرکت معروفیه ."

"من مدیرعامل اون شرکتم ."

جونگکوک جا خورد .

"جدی؟"

سولین پوزخند زد .

"فکر کردی این خونه ارث بابامه؟"

پسر ساکت موند .

"بیا بریم ."

جونگکوک پشت سر دختر راه افتاد .

توی پارکینگ سه موتور Yamaha و چند ماشین از کمپانی های مختلف بود .

سولین به سمت لامبورگینی مشکی رنگ رفت .

"سوار شو ."

پسر توی ماشین نشست .

بوی چرم توی ماشین پیچیده بود .

"آدرس خونت ؟"

"خیابون چئونگدام_دونگ²"

سولین راه افتاد .

"خب آقای جئون نمیخوای بگی چرا خبرنگار ها دنبالت بودن."

"تو از کجا فهمیدی که من_"

دختر بدون اینکه نگاهش رو از جاده برداره، پوزخند زد.

"از کجا فهمیدم جئون جونگکوکی؟"

جونگکوک توی صندلی جا به جا شد.

"خب... آره."

"صدات. اون لحنی که ازش توی صحبت باهام استفاده کردی ، دقیقاً همون لحنیه که توی مصاحبه‌های تلویزیونی داری. ماسک و کلاه فقط صورتت رو قایم می‌کنه، نه صدات رو."

¹ Solin Velocity Motors
² Cheongdom_dong
دیدگاه ها (۵)

𝑴𝒀 𝑺𝑨𝑽𝑰𝑶𝑹Chapter² P⁵"رأی..."...."به نفع آقای جئون."همهمه ای ...

مافیای منقسمت سوم | «بیرون از شرکت، مدیر من نیستی»جونگکوک هم...

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐𝟎ویو جونگکوکجونگکوک هنوز به در خیره بود...

Why Did I Fall in Love with You? | P¹⁰روز عروسیدوهی با لباس ...

ترکم نکن

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 28پارک: باشه باشه تن...

🥀 ملکهٔ هفت گناه𓆩 پارت ۱: برخورد اتفاقی 𓆪✍🏻 Rose_Writerساعت ...

𝑩𝒐𝒖𝒏𝒅 𝒕𝒐 𝒕𝒉𝒆 𝑼𝒏𝒘𝒂𝒏𝒕𝒆𝒅𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪽Part 14 چند لحظه دیگه نگاهم ک...

𝑨 𝑪𝒂𝒔𝒆 𝑪𝒂𝒍𝒍𝒆𝒅 𝑳𝒐𝒗𝒆Part 3صدای قدم های تند توی راهروی بیمارستا...

نگاه نفرت انگیز ,, Hateful look ,,𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟒با کمک آمرلا لباس سل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط