{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزهایِ زیادیست

روزهایِ زیادیست
که غریبه های زیادی را در گوشه و کنارِ زندگی ام میبینم
با صورتک هایِ مصنوعی
چهره هایِ نا آشنا تر
و نگاه هایِ گنگ تر
جگر گوشه هایی که لحظه هایِ بی شماری را به خاطره بازی با انها سر کرده ام
خنده هایِ از سرِ خوشی که نفس بر تنم تنگ میشد و اشک حاله یِ چشمهایم را میگرفت.
همان
عزیزترین هایی
که روزی رفیق ترینم بودند؛

👤 فرگل مشتاقی
#مفهومی 💛 #جملات_زیبا 📚
دیدگاه ها (۱)

آنقدر آدمها را باور میکنیمو همه ی اعتمادمان را رویِ سرش خروا...

متاسفانه باید گاهی قبول کنیمقشنگترین عکس هایمان رادر جاهایی؛...

من اینکه میگویند دوری و دوستی را نمیفهمم مگر میشود نباشی..حا...

دانلود رمان رز سرخ نودهشتیاحال راننده بنشیند..سکوت کند..حرف ...

"کافه ی دانشگاه"مدتی بود در کافه ی یک دانشگاه کار میکردم و ش...

چشمـٓ نقرهٰ اےٓ..▹ · ————— ·𖧷· ————— · ◃یآ گلٓـ زردمٰـ..؟ ▹ ...

💔 💔 💔 💔 💔 @the_Cold_Memoriesمن خودم مرگ ِ خودم را به خودم فه...

☀️«طلوعِ تراز؛ مهندسیِ نور و امید در دکترینِ حَد»📝 متن صبح ا...

💃🏻😍

✨️🤍

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط