{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بجای این همه نوشتن؛

بجای این همه نوشتن؛
کافی بود یک بار
قلم را زمین میگذاشتی
عطرِ همیشگی ات را در هوا پخش میکردی
موهایت را باز میگذاشتی
و رنگِ محبوبِ من را به سر میکشیدی...
راه می افتادی در کوچه پس کوچه های شهر و
سراغم را از آدمها میگرفتی...
برای خودت میگویم
حیف نیست اینهمه عاشقانه
بی مخاطب
دست به دست بچرخد در شهر!؟
دیدگاه ها (۱)

#دلبر_موفرفریم بجاى اين همه نوشتن؛كافى بود يك بارقلم را زمين...

جای این همه نوشتن؛کافی بود یک بارقلم را زمین میگذاشتیعطرِ هم...

قرارمان#آبانقدم زدن با پای عریانزیر نوازش‌های عاشقانه‌ی بار...

-مثل درختان در آخر شهریور،که دلشان هوایی پاییز شده اماروی گف...

همه دارن خودشونو واسه روز مادراماده 😔 💔 میکنند من چیکارکنم...

تقدیم به همسران مدافعان حرم :خودکارم را بین صفحات میگذارم و ...

💔 💔 💔 💔 💔 @the_Cold_Memoriesمن خودم مرگ ِ خودم را به خودم فه...

در زندگی دیگر ( دوباره مرا پیدا کن ) پارت ششم : ویسکی، گرم و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط