{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نه چندان آرزومندم که وصفش در بیان آید

نه چندان آرزومندم که وصفش در بیان آید
و گر صد نامه بنویسم حکایت بیش از آن آید

مرا تو جان شیرینی به تلخی رفته از اعضا
الا ای جان به تن بازآ و گر نه تن به جان آید!
دیدگاه ها (۴)

از دو عالم دردت ای #دلدار بس باشد مراکافر عشقم اگر غیر #تو ک...

ترا چون من فراوانند - مرا چون تو کجا باشد

#نگارا، وقت آن آمد که یکدم ز آن من باشیدلم بی‌ #تو به جان آم...

هزار جَهد بکردم که سِرِّ #عشق بپوشمنبود بر سر آتش، مُیَسَرم ...

ای عشق همه بهانه از توستمن خامشم این ترانه از توستآن بانگ بل...

حالا که اسب‌های سینه‌ام سرکشی نمی‌کنند، اکنون که طوری آرام گ...

#جوانی شمع ره کردم که جویم زندگانی رانجستم #زندگانی را و گم ...

#ابر می‌بارد و من می‌شوم از #یار جداچون کنم #دل به چنین روز ...

نمی‌توانم پزشکیان و حکایت میرزای شیرازی و شاه قاجار!🔰 آقای ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط