باغبان فهمید که کار بلبل است ز از آن رو که بلبل عاشق روی
باغبان فهمید که کار بلبل است ز از آن رو که بلبل عاشق روی گل است🥀
روزی کودک آن باغبان در باغ بود درمیان
باغ نیز خوابش ببرد
از قضا ماری بی آمد روی او پرید نزده
کودک رفت و کودک را گزید
باغبان فهمید...
کودک مرده است آن امانت را به خواب بسپرد است
دید ماری خفته در پهلویش بیل را گرداند و
زد فرقی سرش
باغبان باز رفت پیش پادشاه گفت ماری
کشته ام بهری قضا
گفت ای تو که مار کشته ای اکنون برو
این نصیحت را از جان و دل شنوه
هرکس بد کرده است به روز بد رسد
نیک را نیکی و بد را بد رسد
🕊🍃
روزی کودک آن باغبان در باغ بود درمیان
باغ نیز خوابش ببرد
از قضا ماری بی آمد روی او پرید نزده
کودک رفت و کودک را گزید
باغبان فهمید...
کودک مرده است آن امانت را به خواب بسپرد است
دید ماری خفته در پهلویش بیل را گرداند و
زد فرقی سرش
باغبان باز رفت پیش پادشاه گفت ماری
کشته ام بهری قضا
گفت ای تو که مار کشته ای اکنون برو
این نصیحت را از جان و دل شنوه
هرکس بد کرده است به روز بد رسد
نیک را نیکی و بد را بد رسد
🕊🍃
- ۱.۳k
- ۳۱ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط