اسیر گریه ی بی اختیار خویشتنم

اسیر گریه ی بی اختیار خویشتنم
فغان که در کف من اختیار باید و نیست

چو شام غم دلم اندوهگین نباید و هست
چو صبحدم نفسم بی غبار باید و نیست
دیدگاه ها (۵)

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part43سعید:خوب میشنومنمیدونم چرا ی دفعه بغضم ...

«پیرمرد راست می‌گفت؛ زندگی انگار هیچ‌وقت قواره‌اش به تنِ ما ...

عاشقانه های شبنم

قصه ی دوست داشتن ما اینگونه بودیکی بود یکی نبود ، بی خیال قس...

💚 پرستار؛ همنشین درد🔸 مطمئن باشید که هر لحظه‌ای، ثانیه‌ای، د...

درسهایی که باید از این اشعار گرفت و فهمید و درک کرد...

پارت ۳۵ — «چیزی که قرار نبود اتفاق بیفتد»فردای آن روز، یورا ...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "37""ویو جئون آنجلینا"هنوز...

همین که | ت | هر صبح درخیال منی حال هر روز من خوب

بخاطر اطاعت کردن و اجرای دستورات این آیه شریف تمامی کسانی رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط