دنبال یک نشان می گردم یا رد پایی از تو که به سمت من باشد.

دنبال یک نشان می گردم یا رد پایی از تو که به سمت من باشد. لا به لای دیوان حافظم بین صفحه های کتاب تعبیر خوابم و یا ته فنجان قهوه ام. اعتقادی به این چیزها ندارم اما گاهی برای دلخوش کردن چاره دیگری نیست.

گاهی مجبورم دست به دامن خرافات شوم. همان مواقعی که دیگر امیدی به تو نیست. فال امروزم خیلی خوب بود مثل همیشه. امروز هم می گفت تو بر می گردی و همه چیز ختم به خیر می شود.

باور کن دست خودم نیست اما همین الان رد پاهایت را دیدم. شاید از اینجا گذشته باشی و یا شاید هم کسی شبیه تو از اینجا عبور کرده. نمی دانم اما شاید همین فردا کوله بارم را برداشتم و این رد پا ها را تا انتها دنبال کردم.

فال امروزم می گفت، من همین روزها مسافرم. مسافر شهر تو. خیلی دوست دارم باور کنم این حرف ها را اما کدام سفر؟ هر دوی ما خوب می دانیم که تو حتی یکبار هم از حوالی خانه ام نگذشته ای. پس بار سفرم را به کدام مقصد ببندم؟ شمال جغرافیایی یا جنوبش؟ کدام طرف بروم وقتی همه جا رد پای تو را می بینم...
دیدگاه ها (۱)

🤍👇🏽✨️💖ساختنِ نسخه‌ی بهترِ خودت درد دارد؛اما ماندن در جایی که...

شاید اینجا برای خیلی‌ها فقط یک پیج شخصی باشه؛پیجی بدون موضوع...

تا حالا توی رابطه‌ای بودی که آخرش، با وجود تمام زخم‌هایی که ...

عاشقانه های شبنم

یکشنبه ام رو با این باور شروع کردم که لازم نیست هر روز قوی ب...

عشق منp۶۰چون دربه در دنبال توعه عوضی بودم کوک:بهونه خوبی نیس...

آخرین بازمانده از عشق

سلاممممم

عاف ابدی | آخرین خداحافظی یک نویسندهبالاخره رسیدم به جایی که...

🌼🌺🌼 میدونی!؟به نظرم‌پیدا کردن و دیدن آدم خوب اونم تو این زمو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط