عشق من
عشق من
p۶۰
چون دربه در دنبال توعه عوضی بودم
کوک:بهونه خوبی نیست ا.ت
ا.ت:جونگهیون گفت میدونه کجاییی بهم گفت جاتو میدونه به شرطه اینکه اون برگه مزخرف و براش ببرم
ویو کوک
باورم نمیشد مغزم داشت رد میداد
کوک:توام باورش کردی نه
ا.ت:کاری از دستم برنمیومد
کوک:کاری که از دستت بر میومد این بود که برگه رو ببری *داد
ا.ت:تنها مشکل تو برگست نه تنها مشکلت الان اینه نگران نباش به دست جونگهیون نرسید*داد
کوک:یعنی چی به کی دادیش
ا.ت:به هیچکس
کوک:چیکارش کردی ا.ت
ا.ت:سوزوندمش
کوک:چرا
ا.ت:چون دست جونگهیون نیوفته جونگ کوک خوب بعد اینکه حقیقتو بهم گفت سوزوندمش
دختری که سالها دنبالش بودم جلو چشمام بود بعد این همه اتفاقا
کوک:بعد اون همه کاری که باهات کردم تو باز نخواستی دست جونگهیون بیوفته
ا.ت:من این همه سال دنبال تو بودم جونگ کوک خیلی جاها رفتم خیلی چیزا دیدم درسته وقتی پیدات کردم خیلی دیر شده بود و تنها کاری که میتونستم بکنم این بود اما الان دیگه نمیخوام اینجا بمونم نمیخوام پیشت باشم
یه نفس عمیق کشیدم
کوک:اما پسرم ازم جدا نمیشه پیشم میمونه
ا.ت:تو نمیتونی دوباره این کارم باهام بکنی
کوک:موضوع این فرق داره ا.ت اون پسر منم هست
ا.ت:نیست پسر تو نیست بزار بریم
کوک:برنگردیم سر خونه اول
ا.ت:چرا به نظرم برگردیم بزار بریم نمیخوام اینجا بمونم
کوک:ا.ت تو اینجا میمونی خوب دیگه نمیزارم جایی بری
ا.ت:مثل تو فیلما رفتار نکن کوک خودتم خوب میدونی چقدر ازم متنفری
.....
پارت جدید تقدیم به نگاه زیباتون😊💋
p۶۰
چون دربه در دنبال توعه عوضی بودم
کوک:بهونه خوبی نیست ا.ت
ا.ت:جونگهیون گفت میدونه کجاییی بهم گفت جاتو میدونه به شرطه اینکه اون برگه مزخرف و براش ببرم
ویو کوک
باورم نمیشد مغزم داشت رد میداد
کوک:توام باورش کردی نه
ا.ت:کاری از دستم برنمیومد
کوک:کاری که از دستت بر میومد این بود که برگه رو ببری *داد
ا.ت:تنها مشکل تو برگست نه تنها مشکلت الان اینه نگران نباش به دست جونگهیون نرسید*داد
کوک:یعنی چی به کی دادیش
ا.ت:به هیچکس
کوک:چیکارش کردی ا.ت
ا.ت:سوزوندمش
کوک:چرا
ا.ت:چون دست جونگهیون نیوفته جونگ کوک خوب بعد اینکه حقیقتو بهم گفت سوزوندمش
دختری که سالها دنبالش بودم جلو چشمام بود بعد این همه اتفاقا
کوک:بعد اون همه کاری که باهات کردم تو باز نخواستی دست جونگهیون بیوفته
ا.ت:من این همه سال دنبال تو بودم جونگ کوک خیلی جاها رفتم خیلی چیزا دیدم درسته وقتی پیدات کردم خیلی دیر شده بود و تنها کاری که میتونستم بکنم این بود اما الان دیگه نمیخوام اینجا بمونم نمیخوام پیشت باشم
یه نفس عمیق کشیدم
کوک:اما پسرم ازم جدا نمیشه پیشم میمونه
ا.ت:تو نمیتونی دوباره این کارم باهام بکنی
کوک:موضوع این فرق داره ا.ت اون پسر منم هست
ا.ت:نیست پسر تو نیست بزار بریم
کوک:برنگردیم سر خونه اول
ا.ت:چرا به نظرم برگردیم بزار بریم نمیخوام اینجا بمونم
کوک:ا.ت تو اینجا میمونی خوب دیگه نمیزارم جایی بری
ا.ت:مثل تو فیلما رفتار نکن کوک خودتم خوب میدونی چقدر ازم متنفری
.....
پارت جدید تقدیم به نگاه زیباتون😊💋
- ۴۴۲
- ۰۷ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط