❤️زندگی زیباست❤️

❤️زندگی زیباست❤️


معلم گفت : عشق را معنا کن
پسرک جواب داد : نمیدانم عشق چیست
اما وقتی
مادرم صبحها لقمه نان و پنیرش
را در کیفم میگذارد
و به دروغ میگوید:
عزیزم بخور باز هم هست
دلم میلرزد
دروغ مادرم یا شاید لرزش دلم همان عشق باشد
دیدگاه ها (۲)

وقتی لب تو خنده زد

پرنسس ناخواسته

همین که | ت | هر صبح درخیال منی حال هر روز من خوب

📚 داستان | سهمی که از عشق نداشتدیروز، بلورخانم، همسر احمدآقا...

رمان دختری که هیچکس انتخابش نمیکرد

رمان اسیر خان پارت پانزدهم ۱۵

★دستبند ما؟!...p²پدرم بعد مکثی لبخند زد و گفت:"پس جواب بده ع...

𐙚 پارت ³ | ویو نامراصدای زنگ مدرسه توی سالن غذاخوری پیچید و ...

پارت ۴ ویو ا.ت با نوازش دستایی روی موهام چشمام رو باز کردم ت...

True Love①②ا/تبا یه تیپ ساده ولی قشنگ رفتم پایین. تهیونگ تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط