#تنفر_تا_عشق

#تنفر_تا_عشق
#اد_جئون
#پارت_40
منم بیخیال سمت در رفتم
دیدم سئون ت ماشین نشسته منم رفتم نشستم ک راننده حرکت کرد
ات:الان دقیقا چی میخای بخری؟
سئون:یکم چرت و پرت
ات:نمیشد من نیام؟
سئون:واییی ضد حال

وارد مغازه شدیم
ک ی پسر کراش صابحش بود
پسره:به خانم جئون خش اومدین
ینی خشم میاد همه اینا رو میشناسن فق ما شانس نریم
سئون "ات ب نظرت این خشگله(گردنبند
ات:نمیدونم
سئون؛ایش عنتر بی ذوق/:
ی چی انتخاب کن حوصله نرم دوساعت منتظرت وایستماا
ات:زر نزن باو
رفتم سمت انگشترا ک انگشتر پروانه ای گوگولی دیدم خشگل بود
ات:عامم میش اینارو ببینم؟
پسر کراشه:چر ک ن خانم جئون
دستمو بردم جلو ک انگشتر رو کرد ت دستم

قبلا سئون بهم گفته بود چون قیمت بالایی دارع خودشون با دستکش برش میدارن تا مثلا لک نیوفته روش
پسره "ب دستتون میاد
ات:اوه واقعا؟
پسره:بله ، چون دستاتون سفیدو ظریفه ب نظرم این مدل هارو هم امتحان کنید
ی ردیف از انگشتر هارو نشون داد
ک بینشون ی انگشتر ماه و ستاره بود ک ب نظرم خیلی قشنگ بود(کمبود مدل
ات:بنظرم قشنگه
پسره:امتحان میکنید؟
ات:ارع
پ:همونطور ک گفتم تو دستتون میدرخشه
ات:مرسی
پ:دیه چ چیزی مد نظرتونه؟
ات:نمیدونم ی سری گردن بندو دست بند
پ:گردن بند ها اون ردیفه میخاین همراهتون بیام
ات:ن ممنون
دوس داشتم بیادا ولی خب ضایع میشد
خلاصه ک خرید کردن و رفتن حساب کنن

رفتیم حساب کنیم پسره گف
پ:قابل ندارع خانم جئون
سئون :مرسی
بعد ک کارت رو کشید گفت
پ:بازم تشریف بیارید
ات :حتما
بعدش میرن لباس و خرت و پرت میخرن و میرن عمارت
با کلی خرید رفتیم عمارت کوک تا مارو دید گفت


نظراتتون👼🏻🐾
دیدگاه ها (۹)

تک پارتی»»»وقتی ات خوابه با جنکوک..معرفی کسایی ک داخل رمان ه...

#بوسه_ای_از_شراب_شکلات#part1_ات*اول صب با صدای الارم گوشی بی...

مهمونی خطرناک پارت=3ویو کوک: تقریبا ساعت چهار بود که از عمار...

part ⁶ویو جونگکوک:وقتی بابام تلفن و قطع کرد چند ثانیه به گوش...

Love youپارت دوازدهمسرم بدجور درد میکرد بزور چشمامو باز کردم...

در جست و جوی خاطرات پارت ۲۰

وقتی دوست صمیمی BTS هستی و میرید اسکی رو یخ

پارت نوزدهم ( آخر) یک ماه بعدات. ای دلم تیر می‌کشه کوک. میخو...

پارت 42 𐙚ویو آت:با چیزی که دیدم، واقعاً کپ کردم... 😳همون‌جا ...

پارت ۶ازش جدا شدم و دیدم داره میخنده.گفتم:سوهی: چته!؟ چرا می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط