#احتمال_۱۰۰_درصد

#احتمال_۱۰۰_درصد
#پارت_۹
#h_jia

با صدای آشنایی سرشو بر گردوند
_ سلام^^!
خواب بود ؟ باورش نمیشد داره چیو میبینه
+ جی آ ؟
÷ مثل اینکه نیاز به معرفی نیست
_ پشمِز تو منو میشناسی
+ من همه ویدیو هاتو دیدم
_ چه تفاهمی
و زیر دلش ( جی آ ) از اینکه بابک هم اونو میشناسه پیچ خورد
_ ولی وایسا تو جدی ویدیو های منو میبینی ؟
+ اره همشونو هزار بار دیدم
اشیدو چشمکی به میلاد زد
* خب دیگه بسه بیاید بریم تو ماشین که یخ کردم
و همه به سمت ماشین جی آ رفتن
_ کسی نمیخاد رانندگی کنه ؟ من بشینم ؟
میلاد مشتی به بازوی بابک زد و با سرش به ماشین اشاره کرد
+ من میشینم.... اگه بزاری
_ اوکی
و سوییچ رو به بابک داد
و خطاب به میلاد گفت
_ پس تو جلو بشین من و اشیدو عقب میشینیم
اما زودتر از اون میلاد اقدام کرد و عقب نشست
÷ نه من عقب راحت ترم
* منم عقب میشینم میخام اهنگ گوش کنم
_ اوکی
و در صندلی کمک راننده رو باز کرد و نشست
بابک هم رو صندلی راننده نشست
استارت زد و به سمت رستوران حرکت کرد
_ اهنگ بزارم ؟
و بلوتوثش رو روشن کرد تا به ماشین وصل شه
+ اره بزار مشکلی نیست
جا آ وارد پلی لیست آهنگای خودش شد و یکی از کاور هاشو گذاشت
که از قضا اهنگ مورد علاقه جفتشون بود
بابک که همون اول فهمیده بود این صدای عشقشه پرسید
+ خودت کاورش کردی ؟
_ اره ، صدام خیلی بده ؟
+ نه خیلی قشنگه
_ اگه بخای میتونم اصلیشو بزارم 
و دستشو دراز کرد تا گوشیشو برداره و اهنگ رو عوض کنه که دست بابک مانع شد
بابک همونطور که چشماش بین جی آ و خیابون میچرخید دستشو گرفت و گفت
+ میگم خوبه دیگه ! تازه تو از خواننده قشنگ تر میخونی
میلاد چشاش گرد شد چون اون میدونست بابک چقدر خواننده اصلی این اهنگو بخاطر صداش تحسین میکنه !
جی آ که از وقتی دستای گرم بابک روی دستش نشسته بود لال شده بود با لکنت گفت
_ او..اوکی
و سعی کرد دستشو از دستای قدرتمند بابک بیرون بکشه تا فرصت داشته باشه این حس مزخرف رو قبل اینکه ابرو ریزی بشه سرکوب کنه
و تا مقصد هیچ حرف دیگه ای بینشون رد و بدل نشد...

بالاخره بعد مدتهاااا
☆ادامه دارد☆
۱۵ لایک برای پارت بعد
دیدگاه ها (۰)

سناریو ایدل رویایی پارت ۴

قسمت هفت

⚠️عکس عوض شده⚠️P27عروس فراری تا وقتی ا/ت بخواد حرفش رو تموم ...

(دلداده) ویو جونگکوک با جیمین از پاساژ زدیم بیرون و رفتیم به...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

پارت ۱۱ساعت ۵ و ۱۰ دقبقه صبح_نویسنده "کارن":جی‌ووک خیلی اروم...

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.1 (روایت از زبان ن...

رمان: تا وقتی که عاشقت شدم ------ادامه پارت ۲۴

ریاکشن پارت ۲

سناریووقتی می‌خوان ببوـ٫ـسنت:هری:عزیزم....آ/ت : نه زشته یهو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط