سناریو
سناریو
وقتی میخوان ببوـ٫ـسنت:
هری:عزیزم....
آ/ت : نه زشته یهو مامانم میاد تو اتاق
هری: یعنی نمیتونم دوست دخترم رو ببـ/ـوسم؟
ا/ت:یه بوس کوتاهاا
هری :چشم خانوم
و بعد ... اره دیگه 😂🤭
رون:مرسی گلم خیلی خوشمزه بود غذا بیا ازت تشکر کنم
ا/ت: ام نمیخوام مرسی😅(بچه خجالتیه)
رون:ناز نکن خانومی
*رون از کمر ا/ت میگیره و میکشش سمت خودش و بعد میبـ٫ـوسش
دراکو:
*دراکو دستای ا/ت رو میاره بالا سرش و نگه میداره با یکی از دستاش و با دست دیگش از چونه ا/ت میگیره و سرش رو میاره بالا
ا/ت: درا..دراکو چیکار داری میکنی؟
دراکو: میخوام یکم باهم حال کنیم🥸
ا/ت:زشتههههعهع😭
*ولی دراکو اهمیت نمیده و صورتش رو نزدیک میکنه به صورت ا/ت و میبوـ٫ـسش
متیو:سلام خانومم😈
ا/ت: بله ؟
مایو:اومدم یکم باهم حال کنیم
*یهو ا/ت رو میبوـ٫ـسه و همراهیش میکنه توی اتاق
ا/ت:متیو الان نههعه
*متیو بی توجه میرش اتاقو......
تام:بیا اینجا عزیزم
ا/ت: هوم؟
تام میخواد ا/ت رو ببـ٫ـوسه که یهو ا/ت سرش رو میاره عقب
تام: اواداکاد.....
ا/ت : نه نه ببخشید
بعد همدیگه رو میبوـ٫ـسن🫠
#سناریو
وقتی میخوان ببوـ٫ـسنت:
هری:عزیزم....
آ/ت : نه زشته یهو مامانم میاد تو اتاق
هری: یعنی نمیتونم دوست دخترم رو ببـ/ـوسم؟
ا/ت:یه بوس کوتاهاا
هری :چشم خانوم
و بعد ... اره دیگه 😂🤭
رون:مرسی گلم خیلی خوشمزه بود غذا بیا ازت تشکر کنم
ا/ت: ام نمیخوام مرسی😅(بچه خجالتیه)
رون:ناز نکن خانومی
*رون از کمر ا/ت میگیره و میکشش سمت خودش و بعد میبـ٫ـوسش
دراکو:
*دراکو دستای ا/ت رو میاره بالا سرش و نگه میداره با یکی از دستاش و با دست دیگش از چونه ا/ت میگیره و سرش رو میاره بالا
ا/ت: درا..دراکو چیکار داری میکنی؟
دراکو: میخوام یکم باهم حال کنیم🥸
ا/ت:زشتههههعهع😭
*ولی دراکو اهمیت نمیده و صورتش رو نزدیک میکنه به صورت ا/ت و میبوـ٫ـسش
متیو:سلام خانومم😈
ا/ت: بله ؟
مایو:اومدم یکم باهم حال کنیم
*یهو ا/ت رو میبوـ٫ـسه و همراهیش میکنه توی اتاق
ا/ت:متیو الان نههعه
*متیو بی توجه میرش اتاقو......
تام:بیا اینجا عزیزم
ا/ت: هوم؟
تام میخواد ا/ت رو ببـ٫ـوسه که یهو ا/ت سرش رو میاره عقب
تام: اواداکاد.....
ا/ت : نه نه ببخشید
بعد همدیگه رو میبوـ٫ـسن🫠
#سناریو
- ۲۳۷
- ۱۳ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط