نمیدانم عشق چه جور است!!

نمیدانم عشق چه جور است!!
ولی ...
من به تو ...
"حس عجیبی" دارم!
حس یک تشنه به آب ...
حس ابری که،پر از باران است ...
حس قلبی که پر از تشویش است ...
حس دستی که در دست ...
حس عکسی در قاب ...
حس ماهی در آب ...
حس شرمی زیبا که در گونه ات پیداست..
حس قلبی نالان ...
عشق من بی پایان ...
حس پرواز پرنده ،تا اوج ...
حس خوابی آرام ، پر ز رویای بهار ...
حس رفتن تا " تو" ...
" عشق" باید که چنین حس عجیبی باشد.
دیدگاه ها (۱)

فردا فردا کردن

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

داستان کودکانه «قلبی که اندازه آسمان می‌تپید» به نویسندگی رز...

دید پنهان انفجار اشکار

سناریو: ماه سرخ

part57. . همه چی اطرافش تار بود، اصلا زنده بود یا مرده؟ بدنش...

«سوگند عشق»¹:partباران تازه بند آمده بود.کوچه‌های قدیمی یوکو...

واکس حتی به الستور نگاه هم نکرد. مستقیم رفت سمت لوسیفر. لوسی...

نمیدانم عشق چه جور است!!ولی ...من به تو ..."حس عجیبی" دارم!ح...

نمیدانم عشق چه جور است!!ولی ...من به تو ..."حس عجیبی" دارم!ح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط